{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ازلبت واژه عسل ريخت كه من مست شدم

ازلبت واژه عسل ريخت كه من مست شدم
تو چه كردى به دلم تا كه قلم دست شدم

به چه شعرى زمن اينگونه شدى عاشق و مست
در تب و تاب تنت اينگونه من هست شدم

طاقت دورى آن روى تو سخت است چو مرگ
عابرى خسته ام و وارد اين كوچه بن بست شدم

نازنين بى تو چه گويم همه را باداباد
من كه با شهد لبت واله و سرمست شدم

قلمم مست شده دلبر نازم تو بدان
عشق تو وسوسه ام كرده چنين هست شدم

تو نگاهم كن و با شيرينى و قند نگات
تا ببينى زشراب نگهت از دل و جان مست شدم
دیدگاه ها (۱۲)

#استوری#نوشته_عاشقانه

#استوری#عکس_نوشته_عاشقانه

#استوری#نوشته_عاشقانه

#استوری#نوشته_عاشقانه

ازلبت واژه عسل ریخت که من مست شدم تو چه کردی به دلم تا که قل...

ازلبت واژه عسل ریخت که من مست شدم تو چه کردی به دلم تا که قل...

ازلبت واژه عسل ریخت که من مست شدم تو چه کردی به دلم تا که قل...

سکوت عشق

ازلبت واژه عسل ریخت که من مست شدمتو چه کردی به دلم تا که قلم...

ازلبت واژه عسل ریخت که من مست شدم تو چه کردی به دلم تا که قل...

ازلبت واژه عسل ریخت که من مست شدمتو چه کردی به دلم تا که قلم...

ازلبت واژه عسل ریخت که من مست شدم تو چه کردی به دلم تا که قل...

.....ازلبت واژه عسل ریخت که من مست شدم تو چه کردی به دلم تا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط