☘️حال و هوای اسفند جوریه که میگه:

☘️حال و هوای اسفند جوریه که میگه:
،،بگیر بخواب،،
منم که باید زورکی بیدار کنن!
حالا تصور کن ساعت ۸ صبح چند نفر لازمِ که منُ از خواب بیدار کنن؟
با موهای آشفته، چشمهای پف کرده، صدای از ته چاه درومده میام میگم:
،،توروخدا بذارین یه کم بیشتر بخوابم،،
مادرم میگه:
،، ساعت ۸ صبحِ،چقد دیگه میخوای بخوابی؟،،
صبحونه رو خورده نخورده رها میکنم و میچسبم به این لامصب برنامه ویسگون!
حالا جواب دایرکت بده ،جواب کامنت بده ،لایک کن دعوا کن و...
تازه شانس بیارم که وسط دعوا صدام نزنن بیا فلان کار رو انجام بده!!!
بعدشم ناهار
اصلا انگار بشر خلق شده واسه بخور و بخواب!
ما بینش زندگی میکنه!
حاضر بشم برم سالن!
طبق معمول باید اونجا به حضرت والا زهره خانوم که ازم کوچیکتره اول من سلام کنم!
نه که دماغ عملیه و چیتان پیتان کرده س به خودش اجازه نمیده با کسی سلام و احوالپرسی کنه!
امروزم که سالن شلوغِ قطعا خسته میشم!!
بابا مثل همیشه حال روز کاریمُ میپرسه منم مثل همیشه میگم:،، بد نبود،،
حالا که میرسم خونه اول حال و احوال پتو و بالشمو میپرسم امیدوارم حالشون خوب باشه و‌ با آغوش گرمشون ازم پذیرایی کنن!
شام رو هم بیخیال
شب همگی خوش!!☘️

❤️پ.ن:متن از خودم با توجه به اسلاید دوم... انجمن نویسندگان پرواز ❤️

#انجمن_نویسندگان_پرواز
📝#آرام_نوشت☘️
#آرام_نوشت
#نوشته
دیدگاه ها (۶۷)

p8بچه ها رفتن سره کلاس تا مربی کرزش امد وگفت وسایلتون رو جعم...

رمان عشق و انتقام

"همه چیز از اونجا شروع شد!....🥊🎭🎸"#part_22🍷🎸چیزی نیست دختر.....

You are mine...⁹[ویو نیلا]با حس دلدرد شدیدی از خواب بیدار شد...

𝑭𝒐𝒓𝒈𝒊𝒗𝒆 𝑴𝒆Part 7صبح روز بعد رینا زودتر از همیشه بیدار شد و و...

the first lie

Part ³¹ ویو لیلی جونگکوک بلند شد _ خب دیگه بریم تو هوا...

چند پارتی( وقتی خانواده هات ازت بدشون میومد )........‌.........

ممنون که میخونی این داستان واقعی

چقدر قشنگ میخونه شادمهر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط