6 ساله بودم پدرم منو داداشمو برد فروشگاه ورزشی یه دست لبا

6 ساله بودم پدرم منو داداشمو برد فروشگاه ورزشی یه دست لباس پرسپولیس واسه من خرید یه دست لباس استقلال واسه داداشم!
از اون موقع من پرسپولیسی شدم داداشم استقلالی!

با هم ورزشگاه میریم و کری هم با هم زیاد میخونیم ورزشگاه هم نریم پای تیوی بازی رو میبینیم زیاد تو سره کله ی هم میزنیم تا بهش میگم ق مث قیافه نازه فرنازتون مث گلوله میوفته دنبالم جدیدا هم پرتغال بهش نشون میدم میوفته دنبالم:))))

خلاصه از 6 سالگی تمام وجودم واسه این تیم بوده و هست باهاش خوشحالی کردمو گریه کردم!
امیدوارم تو دربی هر تیم سزاواره برنده بیاد بیرون...

تیم ما تو زمین خودشو نشون میده نه تو کل کل!

#پدرم
#مخلصتم
#واسه این انتخاب

#پرسپولس
دیدگاه ها (۸۷)

رمان آغوشی از جنس خطر پارت ششم ۶

[•] عمارت عشق[•] part ②③نگاهی به جمعیت انداخت، خیلی زیاد بود...

ببخشید این پارت رو جا گذاشتمپارت ۳۳یونگی میخوای چطور تنبهش ک...

حتما بادیگارد بهشون گفته بود مه اینا از اون مهمون های مهم و ...

My lovely neighbor part : ۷۶

پارت: 19 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**بوی گندِ هات‌داگ‌های نیم‌...

وقتی دوست صمیمی BTS هستی و میرید اسکی رو یخ

ابلیس

پارت‌: 31 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**فضای خفه و نیمه‌تاریکِ ز...

P4ویو چیفویو:نمیدونم چرا از وقتی فهمیده امگا ام و یا بهتر بگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط