ببخشید این پارت رو جا گذاشتم
ببخشید این پارت رو جا گذاشتم
پارت ۳
۳یونگی میخوای چطور تنبهش کنی؟
۴نمیدونم شاید یکم خوش گذروندیم😈
۳باشه پس من این پسره سیو رو میبرم خون خودم تا راحت باشی
۴اوکی بای
۳بای
(خونه یونگی)
دید نویسنده:
یونگی جیمین رو بیهوش میکنه میبره اتاقش کل لباس هایش رو در میاره...و از بالا داره بهش نگاه میکنه که.... جیمین بیدار میشه
۴هلووو بلاخره بیدار شدی
۵من کجام
۴الان این مهمه؟
«جیمین چشمش میوفته به لباساش»
۵اهایییییییی لباسام رو بدهههههههه
«دستش رو میرا ه رو پایین تنش»
۴نمیشه
۵خواهش میکنم بده«با گریه»
۴گریه نکن
۵«گریع خیلی شدید»
۴یت همین الان تمومش میکنی یا خودم تمومش کنم؟
«عصبی»
۵ «بی اهمیت گریه میکنه »
(تو حال خودش داشت هی گریش شدت میگرفت که..)
(ویو یونگی)
خیلی رو مخ بود همش گریه میکرد دوم نیاوردم
خیلی رو مخ بود پس برا اینکه ساکت بشه بوسیدمش به روش خودم😈
«یونگی پای جیمین رو باز میکنه میشینه وسط پای جیمین پای راست جیمین رو با دست راستش میگیره میاره بالا که باعث میشه جیمین بیاد پایین تر یونگی سریع لبش رو رو لب جیمین میزاره اونقدر سریع این کار رو انجام میده که جیمین موقعی می فهمه که خیلی دیر شده لب جیمین رو محکم مک میزنه جیمی سعی میکنه هلش بده ولی یونگی دستش رو میزاره پشت سر جیمین و یک بوسه خیس رو شروع میکنه
جیمین خیلی نفس کم میاره و دست یونگی رو چنگ میزنه که یونگی بوسه رو تموم میکنه»
۴ لامصب خیلی خوشمزه ای
۵بس مننننننن
۴«کنارش دراز میکشه و از پشت بغلش میکنه »
۵ «جیمیم نگرانش میشه»با این لباس میخوای بخوابی؟
۴ارع چطور
۵تو که الان من رو دیدی من حق ندارم ببینمت ؟
۴یعنی آنقدر دلت میخواد؟
۵عههههه اصلا خودت اذیت میشی با این لباس بخوابی!
۴باشه(لباسش و شلوارش رو درمیاره)
(نکته:باکسر ها شون رو در نمیارن)
«وقتی یونگی لباسش رو درمیاره کنار جیمین میخوابه»
۵«بدون هیچ حرفی یونگی رو بغل میکنه»
۴ داری چیکار میکنی؟؟؟؟!
۵ خیلی بوی خوبی میدی
۴ داری تحریم میکنی هااا!
۵ لبات هم خوشمزست
۴ اوووووو
۵ من....
۴ تو چی؟
۵من....من....دوست دارم یونگی از بچگی دوست داشتم🥺
(نویسنده:اخی کاشکی این عشق واقعی بشه)
۴ چی داری میگی از بچگی؟
۵ اره من از بچگی کنارت بودم و عاشقت شدم
۴ داری چی....
«جیمین میبوستش»
۴«جیمین رو حل میده»
۵🥺
۴ روانی داری چه غلطی میکنی من تورو دوست ندارم
۵ اما خودت بوسیدیم
۴ من کارم همینه عوضی
۵ میشه درست حرف بزنی🥺
۴ روانی «بلند میشه لباس هایش رو میپوشه»
۵ میخوای چیکار کنی؟🥺
۴ میخوام کارم رو بهش نشون بدم
۵🥺
۴«جیمین رو میبره اتاق شکجنه»
(نویسنده:وایییییی 😭 نمی تونم بعدش رو بگمممم)
«اونقدر جیمین رو میزنه که جیمین پرخون میشه و بیهوش میوفته زمین»
۴«جیمین رو میبره اتاقش و میخوابن»
(نویسنده:ما مردااااا😭)
(ویو شوتا و جیهوپ)
۳ «شوتا رو شلاق میزنه ولی نه اندازه یونگی»
(بعد شوتا رو میبره تو اتاق مهمان میبرتش حموم)
نکته:شوتا بِهوشه و جیهوپ یونگی ريسشه برا همون مجبوری شوتا رو زد.
۳ معذرت میخوام خودت که میدونی....
۶ میدونم یونگی مجبورند کرد
۳ خوبه
۶ اهم چرا تو داری من رو میشوری
۳ چون بقیه پاچه خوار یونگی هستن بلا سرت میارن
۶ اوووو
۳ اره
۶ هواست هست باکسرم رو در آوردی؟
۳ ها؟
۶ باکسرم
(نکته:جیهوپ تو فکرم و ناخواسته داره به پایین تنه شوتا نگاه میکنه خودتون بدونید چی میگم😂😂😂)
۳ هوم
۶ پنجه خونین
۳......
۶پنجه خونینننننن
۳ بلههههه
۶داری بد جایی نگاه میکنی
۳ واییییی ببخشید هواسم نبود
۶ اهم
۳ اممم
(بقیش پارت بعد یاه یاه یاه😈)
پارت ۳
۳یونگی میخوای چطور تنبهش کنی؟
۴نمیدونم شاید یکم خوش گذروندیم😈
۳باشه پس من این پسره سیو رو میبرم خون خودم تا راحت باشی
۴اوکی بای
۳بای
(خونه یونگی)
دید نویسنده:
یونگی جیمین رو بیهوش میکنه میبره اتاقش کل لباس هایش رو در میاره...و از بالا داره بهش نگاه میکنه که.... جیمین بیدار میشه
۴هلووو بلاخره بیدار شدی
۵من کجام
۴الان این مهمه؟
«جیمین چشمش میوفته به لباساش»
۵اهایییییییی لباسام رو بدهههههههه
«دستش رو میرا ه رو پایین تنش»
۴نمیشه
۵خواهش میکنم بده«با گریه»
۴گریه نکن
۵«گریع خیلی شدید»
۴یت همین الان تمومش میکنی یا خودم تمومش کنم؟
«عصبی»
۵ «بی اهمیت گریه میکنه »
(تو حال خودش داشت هی گریش شدت میگرفت که..)
(ویو یونگی)
خیلی رو مخ بود همش گریه میکرد دوم نیاوردم
خیلی رو مخ بود پس برا اینکه ساکت بشه بوسیدمش به روش خودم😈
«یونگی پای جیمین رو باز میکنه میشینه وسط پای جیمین پای راست جیمین رو با دست راستش میگیره میاره بالا که باعث میشه جیمین بیاد پایین تر یونگی سریع لبش رو رو لب جیمین میزاره اونقدر سریع این کار رو انجام میده که جیمین موقعی می فهمه که خیلی دیر شده لب جیمین رو محکم مک میزنه جیمی سعی میکنه هلش بده ولی یونگی دستش رو میزاره پشت سر جیمین و یک بوسه خیس رو شروع میکنه
جیمین خیلی نفس کم میاره و دست یونگی رو چنگ میزنه که یونگی بوسه رو تموم میکنه»
۴ لامصب خیلی خوشمزه ای
۵بس مننننننن
۴«کنارش دراز میکشه و از پشت بغلش میکنه »
۵ «جیمیم نگرانش میشه»با این لباس میخوای بخوابی؟
۴ارع چطور
۵تو که الان من رو دیدی من حق ندارم ببینمت ؟
۴یعنی آنقدر دلت میخواد؟
۵عههههه اصلا خودت اذیت میشی با این لباس بخوابی!
۴باشه(لباسش و شلوارش رو درمیاره)
(نکته:باکسر ها شون رو در نمیارن)
«وقتی یونگی لباسش رو درمیاره کنار جیمین میخوابه»
۵«بدون هیچ حرفی یونگی رو بغل میکنه»
۴ داری چیکار میکنی؟؟؟؟!
۵ خیلی بوی خوبی میدی
۴ داری تحریم میکنی هااا!
۵ لبات هم خوشمزست
۴ اوووووو
۵ من....
۴ تو چی؟
۵من....من....دوست دارم یونگی از بچگی دوست داشتم🥺
(نویسنده:اخی کاشکی این عشق واقعی بشه)
۴ چی داری میگی از بچگی؟
۵ اره من از بچگی کنارت بودم و عاشقت شدم
۴ داری چی....
«جیمین میبوستش»
۴«جیمین رو حل میده»
۵🥺
۴ روانی داری چه غلطی میکنی من تورو دوست ندارم
۵ اما خودت بوسیدیم
۴ من کارم همینه عوضی
۵ میشه درست حرف بزنی🥺
۴ روانی «بلند میشه لباس هایش رو میپوشه»
۵ میخوای چیکار کنی؟🥺
۴ میخوام کارم رو بهش نشون بدم
۵🥺
۴«جیمین رو میبره اتاق شکجنه»
(نویسنده:وایییییی 😭 نمی تونم بعدش رو بگمممم)
«اونقدر جیمین رو میزنه که جیمین پرخون میشه و بیهوش میوفته زمین»
۴«جیمین رو میبره اتاقش و میخوابن»
(نویسنده:ما مردااااا😭)
(ویو شوتا و جیهوپ)
۳ «شوتا رو شلاق میزنه ولی نه اندازه یونگی»
(بعد شوتا رو میبره تو اتاق مهمان میبرتش حموم)
نکته:شوتا بِهوشه و جیهوپ یونگی ريسشه برا همون مجبوری شوتا رو زد.
۳ معذرت میخوام خودت که میدونی....
۶ میدونم یونگی مجبورند کرد
۳ خوبه
۶ اهم چرا تو داری من رو میشوری
۳ چون بقیه پاچه خوار یونگی هستن بلا سرت میارن
۶ اوووو
۳ اره
۶ هواست هست باکسرم رو در آوردی؟
۳ ها؟
۶ باکسرم
(نکته:جیهوپ تو فکرم و ناخواسته داره به پایین تنه شوتا نگاه میکنه خودتون بدونید چی میگم😂😂😂)
۳ هوم
۶ پنجه خونین
۳......
۶پنجه خونینننننن
۳ بلههههه
۶داری بد جایی نگاه میکنی
۳ واییییی ببخشید هواسم نبود
۶ اهم
۳ اممم
(بقیش پارت بعد یاه یاه یاه😈)
- ۲۸۳
- ۳۱ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط