پارت چهار قرمزی 🍨😅

پارت چهار قرمزی 🍨😅

و... هانما یهو وحشیانه ات رو بوس کرد ات تقلا میکرد و نمیتونست نفس بکشه بعد چند دقیقه هانما از ات جدا شود و نفس نفس میزد
ات : هانما چیکار می‌کنی؟ روانی شودی ؟
هانما خمار : بیبی لوس نشو دیگه من دوست دارم
ات یهو یه سیلی به هانما زد هانما شوکه شود و چیزی نگفت فقط به زمین نگاه می‌کرد
هانما چند ثانیه همان‌طور بی‌حرکت ماند. سرش کمی پایین بود و پوزخندی هم زده بپد
ات با عصبانیت گفت: ات: دیگه هیچ‌وقت بدون اجازه به من نزدیک نشو.
هانما آرام سرش را بالا آورد. و با یه پوزخند گفت
هانما: ...باشه.
ات انتظار نداشت این‌قدر سریع جواب بدهد. چند لحظه سکوت بینشان افتاد.
ات: واقعاً فهمیدی؟
هانما: نه راستش
ات نفس عمیقی کشید و یک قدم عقب رفت.
هانما دست‌هایش را در جیبش فرو برد و با همان حالت اخمو گفت: هانما: هانما دستت سنگین هست
ات: به من ربطی نداره. خودت شروعش کردی.
هانما چند لحظه نگاهش کرد و بعد زیر لب گفت: هانما: ... الان بهت نشون میدم
یهو هانما روی ات خیمه زد که یهو ...
خماری 🎀🎀



































پایان خماری 🎀 🐣
ات یه لگد زد به وسط پای هانما ( 🙄🙄😂😂)
هانما خیلی‌ دردش گرفته
هانما : اخخخخخخخخخخ مگه کرم داری ( ببخشید)
ات : خب ترسیدم این جوری نیا روم پدر سگ
هانما به ات پوکر نگاه کرد
ات: خب حالا بیا منو بخور
هانما: نه ممنون دوبار میزنی بدبختم می‌کنی
ات : 😂😂😂
هانما: من واقعا دوست دارم ات
ات: .. نمی‌دونم
هانما: توهم دوستم داری؟
ات :

شما اینو جواب بدین هانما رو دوست دارین ؟
پایان 🙇🏻‍♀️🫠
ببخشید که دیر شود هرکاری میکردم ارسال نمیشود
دیدگاه ها (۱۴)

{عشق بی پایان}پارت:۴تو خدمت کار شخصیه اربابی+چیییییی؟؟؟آیشش ...

╔═══.·:·.💗.·:·.═══╗پارت ۳۸🌙 ویو آتلیام: آت، راستششش...آت: را...

𓆩 پارت ۶۶ 𓆪 🖤ات به جیمین خیره شد.— یعنی از اول همه‌چی رو می‌...

Last leaves/رمان جیمین

دو پارتی از هیسونگ پارت اخریک ساعت بعد، ات به خانه برگشت.در ...

فیک الماس در تاریکی‌ها ✨🖤قسمت اول: ورود پادشاه تاریکی‌هاساعت...

مافیای من — قسمت ۲۱اسمِ مادرات چند ثانیه فقط به جونگکوک نگاه...

چند روز دیگه هم گذشت.ات اون شب توی اتاقش نشسته بود و به پنجر...

چندپارتی یونگی

Like Swan 🦢#like_swan𝑃𝑇24ویو هویج:حیاط مدرسه شلوغ بود.زنگ تف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط