{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

که دستمالی جلوی دهنم قرار گرفت مقاومت کردم ولی اونا بهم

که دستمالی جلوی دهنم قرار گرفت مقاومت کردم ولی اونا بهم سیلی زدن و بیهوش شدم
ویو ات
+داشتم غذا میخوردم که اون پسررو اوردم همه رو فرستادم تا برن جز دو نفر تا اگه خواست فرار کنه بگیرنش رفتم و موهاش رو که پخش شده بودن رو صورتش رو مرتب کردم که با زخم روی لبش مواجه شدم رو بهشون کردم
+کی اینکارو کرده
بادیگاردا:.....
+گفتم کی اینکارو کرده
؟م..من(لرزون)
+چرا
؟خ..خانم مقاومت کرد منم مجبور شدم
+تفنگشو در اورد وزد تو دستش بهتون گفتم میکشمتون
ویو جیمین
-با صدای خیلی بلندی به همراه داد بهوش اومدم که دیدم یه دختر قد کوتاه وایستاده که دیدم برگشت طرفم اسلحه دستش بود ترسیدم و خودمو عقب کشیدم
+اوه ببخشید اینو بگیر اینم جمع کن ببر
-تو کی هستی
+سلام اسم من ات هست
-تو کی هستی گفتم
+داد نزن خب ولی باید یه چیزی بهت بگم
-اصلا تو منو میشناسی
+پارک جیمین ۲۱ ساله گارسونی تو رستوران....‌ و قد ۱۸۰ و وزن ۵۹
-تو مافیایی
+جیمین من چهارده سالمه و بله مافیام
-چطور
+جیمین یه سوال ازت میپرسم
-بگو
+من عاشقتم حاضری قبول کنی باهام باشی
-م..من از تو خیلی بزرگترم
+مهم نی.....
∆جیمین لبشو گذاشت روی لب کوچیک و صورتی دختر و اینطوری شد اونا یه زندگی رو شروع کردن باهم
دیدگاه ها (۰)

پارت ۱۳دید ات نیست که همون موقع جیمین اومد و گفت چیشد ؟ تهیو...

#عشق_بعد_نفرتپارت 9یونگی: وا بچه ها شرفمون رفت خیر سرتون پسر...

وقتی داداش ناتنیت بود. پارت اول.«ویو ات»سلام من اتم ۱۸ سالمه...

وقتی درسش بد بودو ..

وقتی بهت خیانت میکنه (اسمات)pاخرویو جیمین خب امروز باید یکار...

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۴با کوک رفتیم یه پاساژ یه هودی ckبرداشت و حساب کردم و ب...

Part7ا.ت رو مایا می نویسمویو مایاجیمین منو از خواب بلند کرد ...

پارت ۴ وقتی بهت سیلی زد ویو توی دادگاه جونگوک : آت غلط کردم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط