{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جلوی بیمارستان یارو داشت بوق میزد گفتم آقا جلوی بیمارستان

جلوی بیمارستان یارو داشت بوق میزد گفتم آقا جلوی بیمارستان بوق نزن شاید یکی با همین صدای بوق بمیره ، گفت: اونی که قراره با این صدا بمیره الان نمیره، فردا که مرخص بشه تا بگوزه میمیره

انقدر قانع شدم که هر وقت از دمه بیمارستان رد می شم یه چندتا بوق میزنم که اون مریضایی که به چوس بندن خلاص بشن
دیدگاه ها (۲)

_, . _ . ' _ ) ...

ﺍﺯ ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﭘﺮﺳﯿﺪﻡ ﺭﻭﺯ ﺍﻭﻟﯽ ﮐﻪ ﺗﻮﻧﺴﺘﻢ ﺭﻭﯼ ﭘﺎﯼ ﺧﻮﺩﻡ ﺭﺍﻩ ﺑﺮﻡ ﭼﻪ ...

خانمه به شوهرش ميگه:سالگرد ازدواجمونه يه آواز بخون،مرده ميگه...

یارو میره رستوران سوپ بخورهسفارش میده ولی خیلی طول میکشه ،می...

ظریف زر نزن،توالان باید پشت میله های زندان باشی خائنمیخای بس...

Custom bride part : 11

جلو بیمارستان یارو داشت بوق میزد گفتم اقا جلوی بیمارستان بوق...

همش میگن تو چرا اینقد تپلی !!!!!..بابا من تپل نیستم فقط واضح...

جلو بیمارستان یکی داشت بوق میزدگفتم آقا بوق نزن شاید با همین...

نام فیک: عشق/نفرتPart: 17+اگر ی قدم دیگه بیای جلو خودمو میند...

نام فیک: عشق/نفرتPart: 17+اگر ی قدم دیگه بیای جلو خودمو میند...

نام فیک: عشق/نفرتPart: 17+اگر ی قدم دیگه بیای جلو خودمو میند...

𝒑𝒂𝒓𝒕31چشمامو که میبستم رد دستای کوچیکشو تازه رو تنم حس میکرد...

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۵۷۸ با درد خيلي شديدي نفسم رو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط