جلوی بیمارستان یارو داشت بوق میزد گفتم آقا جلوی بیمارستان

جلوی بیمارستان یارو داشت بوق میزد گفتم آقا جلوی بیمارستان بوق نزن شاید یکی با همین صدای بوق بمیره ، گفت: اونی که قراره با این صدا بمیره الان نمیره، فردا که مرخص بشه تا بگوزه میمیره

انقدر قانع شدم که هر وقت از دمه بیمارستان رد می شم یه چندتا بوق میزنم که اون مریضایی که به چوس بندن خلاص بشن
دیدگاه ها (۲)

Custom bride part : 11

((جوانه عشق در قلبی سنگی))part:22(ویو جونگکوک) قصدم از گرفتن...

جلو بیمارستان یارو داشت بوق میزد گفتم اقا جلوی بیمارستان بوق...

همش میگن تو چرا اینقد تپلی !!!!!..بابا من تپل نیستم فقط واضح...

جلو بیمارستان یکی داشت بوق میزدگفتم آقا بوق نزن شاید با همین...

نام فیک: عشق/نفرتPart: 17+اگر ی قدم دیگه بیای جلو خودمو میند...

𝒑𝒂𝒓𝒕31چشمامو که میبستم رد دستای کوچیکشو تازه رو تنم حس میکرد...

casino2-4

#پارت۵دو هفته بعد:جلوي اينه وايميسم و ب صورته بي روحم نگاه م...

بازمانده پارت ۱۴کنار‌گوشم با صدای بغض آلودش گفت:دلم برات تنگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط