جلو بیمارستان یارو داشت بوق میزد گفتم اقا جلوی بیمارستان

جلو بیمارستان یارو داشت بوق میزد گفتم اقا جلوی بیمارستان بوق نزن شاید یکی با همین صدای بوق بمیره.گفت:اونی که قراره با این صدا بمیره الان نمیره، الان که مرخص بشه تا بگوزه میمیره........
انقدر قانع شدم که هر وقت از دم بیمارستان رد میشم یه چندتا بوق میزنم که اون مریضایی که به چس بندن خلاص بشن.
دیدگاه ها (۱۲)

intertwined fate of two enemies-part 22

Custom bride part : 11

ابلیس

جلوی بیمارستان یارو داشت بوق میزد گفتم آقا جلوی بیمارستان بو...

همش میگن تو چرا اینقد تپلی !!!!!..بابا من تپل نیستم فقط واضح...

جلو بیمارستان یکی داشت بوق میزدگفتم آقا بوق نزن شاید با همین...

یارو داشت جلو بیمارستان بوق میزد گفتن بوق نزن اینجا مریض بد ...

دختر قاتل : part ²¹ویو کوکبعد اینک ات رف کم کم داشتم بیهوش م...

نام فیک: عشق/نفرتPart: 17+اگر ی قدم دیگه بیای جلو خودمو میند...

𝒑𝒂𝒓𝒕50((ایان))پرستار گفت ا/ت مشکل تنفسی داره قلبش ناراحته و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط