{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جلو بیمارستان یارو داشت بوق میزد گفتم اقا جلوی بیمارستان

جلو بیمارستان یارو داشت بوق میزد گفتم اقا جلوی بیمارستان بوق نزن شاید یکی با همین صدای بوق بمیره.گفت:اونی که قراره با این صدا بمیره الان نمیره، الان که مرخص بشه تا بگوزه میمیره........
انقدر قانع شدم که هر وقت از دم بیمارستان رد میشم یه چندتا بوق میزنم که اون مریضایی که به چس بندن خلاص بشن.
دیدگاه ها (۱۲)

آرزوهای یک دختر ایرانی: کاش ازدواج هم مثل انتخابات بود چند ت...

ی دوس پسر هم نداریم باهم بریم بیرون بعد گشت ارشاد بیاد بهمون...

تو مترو نشسته بودم ، گفتگوی دوتا گودزیلارو می شنیدم اولی :...

+۱۸عاجزانه خواهشمندم اگر کمتر از هجده سال سن دارید این پست ر...

ظریف زر نزن،توالان باید پشت میله های زندان باشی خائنمیخای بس...

میخای بساط وطن فروشی جم شه؟چارتا ازین مفسدای گردن کلفت رو اع...

I can be myself with himPart⁹⁷[ویو نیلسو]سریع از اتاق رفتم ب...

چند پارتی درخواستی

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟒𝟖وقتی رسیدم پایین جونگکوک رو دیدم که ای...

Custom bride part : 11

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟖𝟕پسر کوچیکتر همونطور دم در خونه ی جیمین...

بالاتر از اتمسفر

جلوی بیمارستان یارو داشت بوق میزد گفتم آقا جلوی بیمارستان بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط