برترین شیطان پارت ۱۰
کیا ویو :
تعظیم کوچیکی به مادرم کردم که یهو حس کردم لبخند مادرم مصنوعی شد و این بار بوی خون خالم رو حس کردم ولی برنگشتم ، دست لیا رو گرفتم و باهم به سمت مادرم رفتین و احوال پرسی کردیم که خاله گفت
خاله کیا : اِ ملکه شیاطین تشریف آورده
مادر کیا : سلام خواهر بزرگتر عزیزم میبینم هنوزهم آداب معاشرتت ضعیفه
" خاله کیا الان عصبی و به طور مصنوعی میخنده "
کیا ویو :
داشتن غیر مستقیم بحث میکردن که دیدم از جلوم پدرم به سمتمون میاد نفس عمیقی کشیدم
پدر کیا : به ملکه شیاطین سلام عرض میکنم
مادر کیا : به پادشاه خوناشام ها سلام عرض میکنم
" اینجا پدر و مادر کیا نوعی رفتار میکنند که بقیه فکر کنند اونا باهم قهر هستند
توضیح رفتار :
پدر کیا فکر میکند مادر کیا به او خیانت کرده و
مادر کیا هم به دلیل اینکه پدر کیا اون رو باور نکرد طلاق رو قبول کرد و واقعیت را به روی خودش نیاورده "
خاله کیا : اعلیحضرت بلاخره تشریف آوردین " با حالت شاد "
پدر کیا : کار داشتم و من لازم نیست کارام رو برای بقیه توضیح بدم
" توضیح اصلی :
پدر کیا میدونه این نقشه زیر سر خاله کیا بوده و مادر کیا هم تمام اینا رو میدونه "
کیا : مامان بابا بنظرتون بهتر نیست سریع تر بریم حیاط اصلی پیش بقیه مهمونا
هردو : باشه بریم
کیا ویو :
به سلامت خاله و مامانم دعوا نکردن هرچند مامانم باید اونموقع که فهمید خاله به اون خیانت کرده اون رو میکشت و نباید بهش رحم میکرد
کیا : لیا بیا بریم
لیا : اوکی
هممون رفتیم به حیاط اصلی همه با دیدن ما تعظیم کردن ، داشتم زمزمه های اونا رو میشنیدم که یکی از اونا میگفت : ولیعد چه قشنگه اونیکی هم میگفت : ولی قوی هم هست ، میگن ولیعد خون مادرش رو ....
لایک و فالو فراموش نشه
دیگه پارت های آخره
لطفا گزارش نکنین
تعظیم کوچیکی به مادرم کردم که یهو حس کردم لبخند مادرم مصنوعی شد و این بار بوی خون خالم رو حس کردم ولی برنگشتم ، دست لیا رو گرفتم و باهم به سمت مادرم رفتین و احوال پرسی کردیم که خاله گفت
خاله کیا : اِ ملکه شیاطین تشریف آورده
مادر کیا : سلام خواهر بزرگتر عزیزم میبینم هنوزهم آداب معاشرتت ضعیفه
" خاله کیا الان عصبی و به طور مصنوعی میخنده "
کیا ویو :
داشتن غیر مستقیم بحث میکردن که دیدم از جلوم پدرم به سمتمون میاد نفس عمیقی کشیدم
پدر کیا : به ملکه شیاطین سلام عرض میکنم
مادر کیا : به پادشاه خوناشام ها سلام عرض میکنم
" اینجا پدر و مادر کیا نوعی رفتار میکنند که بقیه فکر کنند اونا باهم قهر هستند
توضیح رفتار :
پدر کیا فکر میکند مادر کیا به او خیانت کرده و
مادر کیا هم به دلیل اینکه پدر کیا اون رو باور نکرد طلاق رو قبول کرد و واقعیت را به روی خودش نیاورده "
خاله کیا : اعلیحضرت بلاخره تشریف آوردین " با حالت شاد "
پدر کیا : کار داشتم و من لازم نیست کارام رو برای بقیه توضیح بدم
" توضیح اصلی :
پدر کیا میدونه این نقشه زیر سر خاله کیا بوده و مادر کیا هم تمام اینا رو میدونه "
کیا : مامان بابا بنظرتون بهتر نیست سریع تر بریم حیاط اصلی پیش بقیه مهمونا
هردو : باشه بریم
کیا ویو :
به سلامت خاله و مامانم دعوا نکردن هرچند مامانم باید اونموقع که فهمید خاله به اون خیانت کرده اون رو میکشت و نباید بهش رحم میکرد
کیا : لیا بیا بریم
لیا : اوکی
هممون رفتیم به حیاط اصلی همه با دیدن ما تعظیم کردن ، داشتم زمزمه های اونا رو میشنیدم که یکی از اونا میگفت : ولیعد چه قشنگه اونیکی هم میگفت : ولی قوی هم هست ، میگن ولیعد خون مادرش رو ....
لایک و فالو فراموش نشه
دیگه پارت های آخره
لطفا گزارش نکنین
- ۱۱.۵k
- ۱۲ تیر ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط