اولورا

پارت ۲۶
ویو لورا تهیونگ صدام کرد برم بالا خدا میدونه چی میخواد بگه پسره ی.....
یکی از بادیگاردا اومد درو باز کرد رفتم سمتشون مادر تهیونگ و خودش روی کاناپه نشسته بودن و منتظر من بودن رفتم کنارشون

مادر تهیونگ. بشین عزیزم
لورا. باشه چیشده؟
مادر تهیونگ. خب همونطور که خودت میدونی ۲روز دیگه عروسیه و من پدر و مادرت و هم دعوت کردم کسه دیگه ای هست که بخای دعوتش کنی؟
لورا. نه ممنون
مادر تهیونگ. باشه الانم با تهیونگ برید خرید عروسی
لورا. اما خاله
تهیونگ. مامانن
مادر تهیونگ. همین که من گفتم زود اماده شید

ویو لورا
رفتم تو اتاق مهمان اماده شدم تهیونگم اماده شد رفتیم پایین چی خودش میخواد ماشینو برونه اها احتمالا دلش نمیخواد کسی بفهمه با من رفته خرید هه ولی من دوستش دارم هیی باید فراموشش کنم خاله یونا هم میگفت دلتو بسپار دست کسی دوست داره نه دوستش داری پس من وقتی وارث تهیونگو بدنیا اوردم میرم با کای کره

تهیونگ. هییی با توام هویی پیاده شو رسیدیم
لورا. وا اروم بابا

ویو تهیونگ.
یسری چرت پرتای عروسی گرفتیم برگشتیم خونه لورا رفت تو اتاقش گرفت خوابید منم رفتم به دنیلا زنگ بزنم ببینم ازم هنوز ناراحته یا نه ولی هر چقدر بهش زنگ زدم جوابمو نداد باید از دلش دربیارم فعلا میخوابم صب میرم پیشش

ویو لورا.
رفتم تو اتاق مهمون که دیدم به گوشیم چند تا عکس فرستاده شد اون کسی عکسارو فرستاده بود کای بود میگفت دنیلا داره به تهیونگ خیانت میکنه و میخواد قدرتشو بدزده ولی تهیونگ خام دنیلا شده من وقتی عکسو باز کردم خودم ریختم پشمام موند دنیلا داشت با یه نفر س. ک. س میکرد سری گوشیو بستم و خوابیدم

صبح روز بعد تهیونگ میره پیش دنیلا و دنیلا یه چیزی به تهیونگ میگه که اخلاق تهیونگ با لورا کلا عوض میشه...
خ م ا ر ی

راستی بچه ها سعی میکنم جمعه ها براتون پارت اپ کنم💖
دیدگاه ها (۱۳)

به زیباییه مشکی

پارت چهارهم ویو الا همون زمانی که جونگکوک و ات باهم بودن لار...

پنهان عشق

Cruel Love.پارت ۳ویو آنجلینا :. صبح زود بیدار شدم و خوابم نم...

the first lie

پارت ۳ ( آسانسور عشق ) تا رسیدم تهیونگ دم در منتظرم بود ــ ...

" پرواز قوها " " 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۹۹ ویو راوی نورا ...

پارت ۲۷

شب تولدم فصل 3پارت 19اسماتاز لباس کوک گرفتمو کشیدمش تو اتاق ...

رمان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط