{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتم: میدونی؟

گفتم: میدونی؟
کاش زندگی عین یه نوار کاست بود...
گفت: نوار کاست؟ چطور مگه؟
گفتم:
چون اگه هر جاشو دوس داشتی،
میشد با یه خودکار برش گردونی عقب...
گفت:
آخه مشکل اونجاست
اگه این کاستو برگردونیش عقب،
فقط قسمتای قشنگش نمیاد که،
همه چیش برمیگرده عقب
دوباره باید بشینی ببینی برای لبخندی که الان میزنی،
قبلش چقد گریه کردی...
دیدگاه ها (۱)

بهار دختریست زیبا با چشمانِ رنگی که دلبری هایش دل از همه میب...

شبتان خوش رفتم لالا

کاش باران بزندسبزه ها مست شوندباد غوغا بکندلای موهای بهارپیچ...

ای نازنین ای نازنین در آینه ما را ببیناز شرم این صد چهره ها ...

My lovely neighbor part : 66

اتاق ساکت سیصدو هفت

پارت اولصبح بود با نور آفتاب از خواب بیدار شدیاز طبقه ها پای...

پارت: 12 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*«تو مشتریِ اینجا نیستی. تو...

part 13۴رو صندلی لم داده بود و موری داشت صحبت می‌کرد که آخر ...

007-آلما ویسکی - پارت ۳۲

.گفتم: میدونی؟ کاش زندگی عین یه نوار کاست بودگفت: نوار کاست؟...

گفتم:میدونی؟کاش زندگی عین یه نوار کاست بود...گفت:نوار کاست؟چ...

گفتم:میدونی؟کاش زندگی عین یه نوار کاست بود...گفت:نوار کاست؟چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط