{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لبخند های شب را پاشویه کرده ام!

لبخند های شب را پاشویه کرده ام!
سپیده بسته ام به پیشانیم"
کمی آنطرف تر
صبح با چشم های تو
به سمت خانه سرازیر می شود!
صدای ریزش آفتاب را ،
در رگ هایم می شنوم"
تو امّا ،
نزد عشق بمان!
عطر بوسه هایت بر لبانم
حل خواهد شد"
دیدگاه ها (۱)

من به حضور خیال انگیز تو در شعرهایم عادت کرده اممثل کودکی بی...

*شهریور، آهسته در گوش زمین می‌گوید:من آخرین نفس‌های تابستانم...

🩵🤍 چشم‌هایت رادر رؤیاییکه پایان نداشت،دیده‌ام...پناهِ روشنِ ...

🧕مادرِ مهدیه و امین احمدزاده…😭 چه کسی می‌داند در سکوتِ خانه‌...

هنوز هم وقتی صدای همآن موسیقیِ خاص در خانه می‌پیچد، انگار زم...

پارت دوم روزها می‌گذشت و اضطراب، مثل ماری دور قلبم می‌پیچید....

#دلدارزمانی ک تو باشیزندگی برایم قشنگ‌ ست عاشقی برایم با معن...

در گذشته، پیرمردی بود که از راه کفاشی گذر عمر می کرد ...او ه...

عاشقانه های شبنم

### **پارت چهارم: اعتراف زیر باران**نگاهت میان چشم‌های خیره ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط