{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خب اگه دوست داشتی ی همایت کوچیک

خب اگه دوست داشتی ی همایت کوچیک

عنوان: عطر گلهای شب‌زده

در پس کوچه‌های پیچ در پیچ، جایی که نور ماه هرگز به زمین نمی‌رسید، پروانه‌ای سپید، نه از جنس نور، بلکه از جنس هاله رویا، به دور گل‌های آبی تیره می‌گشت. این گل‌ها، نه از خاک، که از نفس‌های حبس شده در سینه‌ها روییده بودند، و عطرشان، بوی غبار فراموشی و آرزوهای دفن شده می‌داد. پروانه، می‌دانست که هر لمس، نفرینی‌ست؛ نفرینی که روح را به بند می‌کشد و عشق را به ورطه‌ی جنون می‌کشاند.
این دو، در این تاریکی مطلق، نه با چشم، که با روح یکدیگر را می‌شناختند. پیوندی که نه از نور که از سیاهی مطلق، جوانه زده بود. هر بال‌زدن پروانه، پژواک ضجه‌ای بود از گذشته‌ای دور، و هر غنچه‌ی باز شده از گل‌ها، وعده‌ای از آینده‌ای نامعلوم. عشقشان، تاریک و ممنوع، همچون جریانی زیرزمینی، هر دو را به عمق می‌کشاند. آن‌ها می‌دانستند که رهایی، تنها در فنای یکدیگر است. پروانه، از این پس، تنها بر گل‌هایی می‌نشست که هرگز شکفته نشدند، و گل‌ها، در انتظار شب ابدی بودند، شبی که پروانه، برای همیشه در تاریکی‌شان گم شود. آنجا، جایی بود که عشق، شکل دیگری از مرگ بود، مرگی که هیچ‌وقت به پایان نمی‌رسید.
دیدگاه ها (۰)

نام اثر: همپای نور اثر عبدالحمید قدیریان تکنیک: رنگ روغنابعا...

#در_آغوش_شیطان🩸 خلاصهدر جهانی که مرز میان انسان‌ها و موجودات...

اخرین بازمانده

«خدا؛ رفیقِ بی‌حَد» منشورِ قدرتِ بهرام محمدی۹. خداوند رفیقی ...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

⛓️━━━━━━━━━━━━━━⛓️𝒜 𝐹𝑜𝓇𝒷𝒾𝒹𝒹𝑒𝓃 𝒟𝒶𝓃𝒸𝑒 𝒾𝓃 𝓉𝒽𝑒 𝑀𝒾𝒹𝓈𝓉 𝑜𝒻 𝒞𝓇𝒾𝓂𝓈𝑜𝓃 ...

.صدایت، طنینِ زندگی‌ست در کویر خاموشِ دلمهر واژه‌ات، نسیمی‌س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط