پارت ۱۲

پارت ۱۲
گرد و خاکِ نبرد که خوابید، سکوتِ باشکوه و تیره‌ای قلعه‌ی سیاه رو فرا گرفت. قلبِ تاریکی دوباره شروع به تپیدن کرد؛ این بار قوی‌تر، عمیق‌تر و کاملاً تحت فرمانِ اون‌ها. شعله‌های سفیدِ شورا کاملاً خفه شده بودند و جاشون رو به هالهه‌ای از نور بنفش و سایه‌های عمیق داده بودند.

جونگ‌کوک دستِ ات رو گرفت و با هم از پله‌های بلندِ تالارِ مرکزی بالا رفتند. روبروشون، تختِ بزرگ و ابسیدینِ پادشاهی قرار داشت؛ تختی که تا قبل از این، نمادِ تنهایی و قدرتِ مطلقِ جونگ‌کوک بود، اما حالا قرار بود مالِ هر دو نفرشون باشه.

جونگ‌کوک روی تخت نشست و با یه حرکت، ات رو روی پاهاش کشید. دست‌های سرد و محکمِ او دور کمر ات حلقه شد. جونگ‌کوک سرش رو توی گودیِ گردنِ ات فرو برد و نفسِ عمیقی کشید؛ بوی باران، قدرت و پیروزی.

جونگ‌کوک با صدایی بم و زمزمه‌وار، طوری که انگار دارت رازِ بزرگی رو فاش می‌کنه، گفت: «دیدی؟ بهت گفتم این تاریکی ما رو پس نمی‌زنه... حالا دیگه هیچ‌کس جرات نداره حتی بهت چپ نگاه کنه، ات. این دنیا، این سایه‌ها، این قلمرو... همه‌ش مالِ ماست.»

ات لبخندِ کمرنگی زد. انگشت‌های ظریفش رو لابه لای موهای مشکی و کمی خیسِ جونگ‌کوک کشید و سرش رو به سرِ اون تکیه داد. «فقط قلمرو نه، جونگ‌کوک... ما حالا مالکِ زمان و فضایی هستیم که هیچ‌کس حریفش نمیشه.»

چشم‌های تیره‌ی جونگ‌کوک توی نورِ کم‌فروغِ تالار درخشیدند. او باسنِ ات رو کمی به خودش نزدیک‌تر کرد و نگاهی خیره و پر از مالکیت به لب‌هاش دوخت. فاصله‌ی بینشون به کمترین حدِ ممکنه رسید...

و این، آغازِ امپراتوریِ تاریکی بود که هیچ نور یا قدرتی جرأتِ نزدیک شدن به حریمِ اون رو نداشت.
دیدگاه ها (۰)

چندپارتی جونگ کوک

اینم دومین پارتی که گفته بودم میزارم.ویو تهیونگ:از حرفش تعجب...

پارت ۱۹۵

چند پارتی✨شب بود و بارون شدیدی می‌بارید.ات و جونگ‌کوک روی مب...

ات و جونگ‌کوک توی حیاط نشسته بودن.جونگ‌کوک مشغول حرف زدن با ...

نصف فیلم گذشته بود.ات حالا تقریباً به صندلی جونگ‌کوک چسبیده ...

Heir of Light and Darknesspart : 19جونگ‌کوک هنوز دست تهیونگ ...

چند پارتیپارت ۲سه روز بود که در آن اتاقِ لعنتی حبس بود. فضای...

𝐓𝐫𝐨𝐮𝐛𝐥𝐞 𝐋𝐨𝐯𝐞 | عشق دردسرساز𝐏𝐚𝐫𝐭 :𝟏هر روز صبح، وقتی می‌رسیدی ...

پارت پنجم---**پارت پنجم: فرار به سمتِ سایه‌ها**ماشین با ترمز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط