ات ویو

ات ویو
اخیش راحت شدم
جویی: خوش گذشت؟( تیکه
ات: جوییی ازیتم نکن
یدفعه تهیونگ پیداش شد که منو دید خندید
ات: وا چیه
ته: کوک حتی نزاش یساعت از رسیدنت بگزره🤣🤣
ات: وا خب بتوچه
ته: چرا ادامه ندادی
ات: چون چییزی نبود که ادامه بدیم
ته: ارع اصلا چییزی نبود جان مادرت
ته: ات فکنم امشب ب چخ میری
ات: واییی تهیونگ
تهیونگ فرار اتم دنبالش
ات: واساا
ته: ن وایسم میزنی
ات: ن کاریت ندارم وایسا میگم
ته: نمیخوامم ... واایی مامان جونن
کوک: چخبر تونه
من پشت کاناپه بودم تهیونگم رو ب رو پش ی کاناپه دیگه
ات: میگم کاریت ندارم وایسااا
ته: ن خیرم
دیدم نمیخواد بس کن پریدم رو دوتا کاناپه که بش برسم ولی فرار کرد
ته: ات چرا عین میمونا میپرییی
ات: با من بودی میمون؟
ته: جز تو وی میپره
ات : میکشمتتت
تهیونگ رف پشت کوگ
لت: خجالت نمیکشی پشتش قایم شدی
ته: من برا جونم ادمم میکشم چه برسه قایم شدن
ات: دلقکو نگااااا واسساااا
امدم بزنمش کوک سپر کرد محکم خورد ب شونه کوک
کوک: اییییییی بسه دیگههههه
منو ته خفه شدیم
کوک: داقونم کردید گمشید یجا بشینید دیگه
دیدگاه ها (۰)

ویو اتات: عا منم اتم از اشنایتون خوش حالم جیمین : تو ام بیا ...

تهیونگ ویوات: بدو ب یم ته: من برم تا دیر وقت نمیاماا ات: بهت...

کاکتوس رنگی 🌵🌈پارت ۱۰ک : پرسیدم چرا اومدی ت : اومدم با ماد م...

P:6همینی ک خواستم پاشم یکی دسمتو گرفت و کشوندم توی بغلشکوک: ...

P:6همینی ک خواستم پاشم یکی دسمتو گرفت و کشوندم توی بغلشکوک: ...

فیک‌یونگیpart¼کوک‌ویوواقعا خیلی خوشحالم که اجی خوشکلم باهام ...

ویو تهته: خب بگیر بخواب با دستام گرفتمشو خوابوندمولی غر غر ز...

فیک:فصل دوم (فقط من؛ فقط تو)

پارت ۱۳ {یک عاشقانه ی بی صدا...}

کوک: ازدواج (داد) تهیونگ: اره ازدواج...میخوام با ات ازدواج ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط