سناریو استری کیدز درخواستی

سناریو استری کیدز درخواستی

وقتی سیلی میزنه تو صورتت

بنگ چان:(زود از کارش پشیمون میشه سمتت میاد و صورتت و قاب میگیره)خوبی؟ ببخشید من ... عصبی شدم

هیونجین:(گیج شده و مدام چکت میکنه)آه خوبی؟من ... متاسفم

فلیکس:(دستشو روی سرش گذاشته ، نمیدونه چیکار کنه ، بعد از یکم گذشت زمان لباسشو میپوشه و از خونه بیرون میزنه و محکم در و میبنده)

لی نو:(همون لحظه پشیمون میشه و با استرس صورتتو قاب میگیره و بوسه ی عمیقی روی لب هات میزاره تا به این روش ازت عذرخواهی کنه)

ای ان:(هینی میکشه و دستشو روی دهانش میزاره)ا.ت ببخشید من متاسفم من اصلا دست خودم نبود!

جیسونگ:(گیج میشه برای اینکه ارومت کنه دستتو میگیره و محکم توی بغلش میکشه و نوازش وار دستشو دور کمرت میکشه)متاسفم بیبی ... من متاسفم

چانگبین:(نفس های عصبی ای میکشه و بی اراده مشت محکمی به دیوار میزنه ، وقتی ترستو میبینه سمتت میاد و مدام حالتو میپرسه)خوبی؟ .حالت خوبه؟

سونگمین:(هول شده بوسه ای روی پیشونیت میزاره و دقیق به صورتت نگاه میکنه)میخوای بریم بخوابیم؟ بیا استراحت کنیم باشه؟
دیدگاه ها (۱۳)

سناریو بلولاک وقتی وقتی یه سطل آب روشون خالی می‌کنیم (درخواس...

1pنویسنده:صبح شده بود و ماریا بیدار شده بود بر سرکار(هر کاری...

رمان بهترین من،پارت۳☆ساعت 12:00دازای میره تو خونه ی چویا*چوی...

سفید و سیاه🤍🖤قسمت ۲۷آتسوشی هنوز داره آروم انگشتاشو روی گونه‌...

سناریو کازتورا پارت اخر

تکپارتی جونگ کوک

رمان نوشتوم

سناریو بلولاک/قفل آبی

نصف عمرم؟...چرا فقط نصفش،پرنسس؟چرا کُلِش رو نمیخوای؟...نور م...

سناریو بلولاک وقتی موهاشونو واسشون شونه میکنیمایساگی: خجالت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط