شاهکاری به نام دروغ
📝پارت معرفی📝
🎀خلاصه داستان🎀
من نه فقط یه خدمتکار سادهام، نه یه دختر معمولی. من یه پلیس نفوذیام که با هزار بدبختی و جعل مدارک وارد عمارتِ «کیم تهیونگ» شدم. تهیونگ همونیه که پلیسها خوابشو میبینن که بگیرنش، ولی اون خیلی باهوشتر از این حرفاست.
برنامهام ساده بود: برم، مدارک رو جمع کنم و بیام بیرون. اما... گند زدم بهش! انگار یه نیرویِ مغناطیسی داره که منو سمتِ خودش میکشه. حالا من موندم و یه مثلث عشقیِ وحشتناک، یه عالمه دروغ، و یه راز که اگه لو بره، کارم تمومه. بازی شروع شده و توی این بازی، یا باید قلبمو بکشم، یا جونمو بدم.
🎊معرفی شخصیت های اصلی🎊
💥کیم تهیونگ|رئیس بزرگ ترین باند مافیایی اسیا
همونقدر که جذابه، همونقدر هم ترسناکه. نگاهش قفله و آدمو میخکوب میکنه. اون دقیقاً میدونه یه «موش» توی عمارتشه، ولی نمیدونه اون موش منم! اون فکر میکنه من یه خدمتکارِ بیعرضهام، ولی قراره غافلگیر بشه.
💥لی یونسو|جاسوس قصه
همون منی که اومدم تو دلِ خطر. کلهشقم و دلم نمیخواد کم بیارم، ولی یهو دیدم وسطِ اینهمه خطر، دلم واسه دشمنم داره میلرزه... که این بدترین اتفاقِ ممکنه!
💥چوی هیون وو|همکار پلیسیم
همون رفیقِ قدیمیم که با هم توی آکادمی پلیس بودیم. اون دیوونهوار نگرانمه و بهم میگه از اونجا بیام بیرون. بدیش اینه که اونم از همون اولِ داستان، یه حسِ خاصی به من داشته و حالا که میبینه دارم به تهیونگ نزدیک میشم، از حسودی داره میترکه!
💥پارک یوجین|رفیق رازدار
تنها کسی که همه چی رو بهش میگم. اون از همون اول فهمید که من دارم توی دلم به تهیونگ میبازم. همیشه بهم میگه: «دختر، داری خودتو به کشتن میدی!» ولی من گوش نمیدم.
💥پارک جیمین|دوست صمیمی تهیونگ
دست راست و دوست تهیونگ! جیمین خیلی زرنگه و هیچی از چشمش دور نمیمونه. اون همیشه یه نیشخندِ مرموز داره و حس میکنم اون بیشتر از خودِ تهیونگ بهم مشکوکه. هر جا تهیونگ باشه، جیمین هم هست؛ یه جورایی انگار سایهیِ ترسناکِ رفیقشه
💥هوانگ دایون|خدمتکارِ سمی
همون دختره که خودش رو میچسبونه به تهیونگ. فکر میکنه خبریه! هر چی میتونه واسه من زیرآبزنی میکنه چون میترسه من جایِ اونو بگیرم.
🎶وایب رومنس🎶
رئیس بزرگ ترین باند مافیا خاورمیانه🚬🗡🏴☠️
دختر جاسوس و شیطون🔊🔎⚖
مثلث های عشقی💔💦❤
معامله های مخفی💰💴🗝
جاسوسی یواشکی💬🌪💨
نفرت به عشق💯💘💀
📌ژانر=عاشقانه،پلیسی،مافیایی،اکشن،درام،کمدی
📌کاپل ها=تهیونگ💑یونسو
📌نوع فیک=استریت
📌نویسنده=پارک سوآری
📌تعداد پارت های فصل اول=۶۰تا
📌تعداد پارت های فصل دوم=ندارد
🙂منتظر پارت اول باشید🙃
سلام بچه ها چطورین؟خوبین؟چیکار میکنین؟
تابستون شما هم امسال به فاخ رفت؟من که به خودم قول داده بودم فلان کارها رو بکنم هیچکدومشو انجام ندادم😁😅ولی میخوام به یکیشون عمل کنم
اینه که شروع کنم به نوشتن داستان
من خیلی دلم میخواست پیجی داشته باشم که توش فیک و داستانامو آپ کنم و بالاخره شروع کردم به نوشتن،امیدوارم این داستان رو دوست داشته باشین و حمایت کنین🥰😘
#A_masterpiece_called_a_lie
🎀خلاصه داستان🎀
من نه فقط یه خدمتکار سادهام، نه یه دختر معمولی. من یه پلیس نفوذیام که با هزار بدبختی و جعل مدارک وارد عمارتِ «کیم تهیونگ» شدم. تهیونگ همونیه که پلیسها خوابشو میبینن که بگیرنش، ولی اون خیلی باهوشتر از این حرفاست.
برنامهام ساده بود: برم، مدارک رو جمع کنم و بیام بیرون. اما... گند زدم بهش! انگار یه نیرویِ مغناطیسی داره که منو سمتِ خودش میکشه. حالا من موندم و یه مثلث عشقیِ وحشتناک، یه عالمه دروغ، و یه راز که اگه لو بره، کارم تمومه. بازی شروع شده و توی این بازی، یا باید قلبمو بکشم، یا جونمو بدم.
🎊معرفی شخصیت های اصلی🎊
💥کیم تهیونگ|رئیس بزرگ ترین باند مافیایی اسیا
همونقدر که جذابه، همونقدر هم ترسناکه. نگاهش قفله و آدمو میخکوب میکنه. اون دقیقاً میدونه یه «موش» توی عمارتشه، ولی نمیدونه اون موش منم! اون فکر میکنه من یه خدمتکارِ بیعرضهام، ولی قراره غافلگیر بشه.
💥لی یونسو|جاسوس قصه
همون منی که اومدم تو دلِ خطر. کلهشقم و دلم نمیخواد کم بیارم، ولی یهو دیدم وسطِ اینهمه خطر، دلم واسه دشمنم داره میلرزه... که این بدترین اتفاقِ ممکنه!
💥چوی هیون وو|همکار پلیسیم
همون رفیقِ قدیمیم که با هم توی آکادمی پلیس بودیم. اون دیوونهوار نگرانمه و بهم میگه از اونجا بیام بیرون. بدیش اینه که اونم از همون اولِ داستان، یه حسِ خاصی به من داشته و حالا که میبینه دارم به تهیونگ نزدیک میشم، از حسودی داره میترکه!
💥پارک یوجین|رفیق رازدار
تنها کسی که همه چی رو بهش میگم. اون از همون اول فهمید که من دارم توی دلم به تهیونگ میبازم. همیشه بهم میگه: «دختر، داری خودتو به کشتن میدی!» ولی من گوش نمیدم.
💥پارک جیمین|دوست صمیمی تهیونگ
دست راست و دوست تهیونگ! جیمین خیلی زرنگه و هیچی از چشمش دور نمیمونه. اون همیشه یه نیشخندِ مرموز داره و حس میکنم اون بیشتر از خودِ تهیونگ بهم مشکوکه. هر جا تهیونگ باشه، جیمین هم هست؛ یه جورایی انگار سایهیِ ترسناکِ رفیقشه
💥هوانگ دایون|خدمتکارِ سمی
همون دختره که خودش رو میچسبونه به تهیونگ. فکر میکنه خبریه! هر چی میتونه واسه من زیرآبزنی میکنه چون میترسه من جایِ اونو بگیرم.
🎶وایب رومنس🎶
رئیس بزرگ ترین باند مافیا خاورمیانه🚬🗡🏴☠️
دختر جاسوس و شیطون🔊🔎⚖
مثلث های عشقی💔💦❤
معامله های مخفی💰💴🗝
جاسوسی یواشکی💬🌪💨
نفرت به عشق💯💘💀
📌ژانر=عاشقانه،پلیسی،مافیایی،اکشن،درام،کمدی
📌کاپل ها=تهیونگ💑یونسو
📌نوع فیک=استریت
📌نویسنده=پارک سوآری
📌تعداد پارت های فصل اول=۶۰تا
📌تعداد پارت های فصل دوم=ندارد
🙂منتظر پارت اول باشید🙃
سلام بچه ها چطورین؟خوبین؟چیکار میکنین؟
تابستون شما هم امسال به فاخ رفت؟من که به خودم قول داده بودم فلان کارها رو بکنم هیچکدومشو انجام ندادم😁😅ولی میخوام به یکیشون عمل کنم
اینه که شروع کنم به نوشتن داستان
من خیلی دلم میخواست پیجی داشته باشم که توش فیک و داستانامو آپ کنم و بالاخره شروع کردم به نوشتن،امیدوارم این داستان رو دوست داشته باشین و حمایت کنین🥰😘
#A_masterpiece_called_a_lie
- ۳۵.۰k
- ۱۶ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط