(وقتی توسطش دزدیده شدی و...)

P4


_: ا.ت باید باهات حرف بزنم... راستش یه کاری دارم ولی باید بدونم دوستم داری‌؟ یا هنوزم ازم متنفری؟
چان دیگه تحمل نمیکنه. ا.ت رو بغل میکنه و سرشو میکنه توی گردنش. توی گردنش خیلی آروم حرف میزنه
_: ا.ت میشه دوستم داشته باشی؟ نمیدونی من چقدر بهت وابسته شدم
ا.ت موهاشو ناز میکنه
+: بس کن معلومه که دوستت دارم، نمیفهمی دارم دیوونه میشم؟
چان سریع از بغلش اومد بیرون و صورتشو گرفت، محکم بوسیدش، لباش رو میخورد با ولع با علاقه ی زیاد، ا.ت هم صورت چان رو با دستاش گرفت، بعد دستش پایین تر رفت، رفت روی گردنش و با دستش خط های فرضی میکشید...

چان بلندش کرد، بردش توی اتاق و شروع کرد به بوسیدن گردنش، کلی کیس مارک گذاشت همشون به رنگ شرابی و بنفش خوش رنگی دراومدن، گردن ا.ت پر این نقطه های خوشگل بود... ناله های سک*سی ای از دهنش درمیومد.... نفهمید کی عاشق این مرد شده بود اما میدونست که الان دیوونه‌ش شده
ا.ت شروع کرد به باز کردن دکمه های پیراهن چان، اول کراواتش رو کشید و بازش کرد. بعد رفت سراغ دکمه ها، اونا رو تند تند باز میکرد. با هربار برخورد بازدم داغ چان روی پوست گردنش اشتیاقش بیشتر میشد برای...
کاملا پیراهن چان رو درآورد، دست کشید روی عضلات شکمش، یهو شکمش سفت شد
ا.ت احساس کرد که چیزی داره بزرگ میشه، لبخند سک‌*سی و بزرگی زد
_: ا.ت تو مطمئنی که میخوای اینکارو کنیم؟ مطمئنی بعدا پشیمون نمیشی؟
+: اوهوم... مطمئنم، چان بهت اعتماد دارم...
(چان دستشو گذاشت روی سینه‌ش جایی ‌که قلبش بود، داشت تند میزد باورش نمیشد این دختری که فکر میکرد اون ازش متنفره... اونجوری اسمشو صدا بزنه و بهش بگه گه اعتماد داره، ناخودآگاه اشک از چشماش اومد)
_: ت..تو الان چی گفتی؟
+: گفتم که مطمئنم و بهت اعتماد دارم، اونقدری که خودمو بسپرم دستت
بغلش کرد، محکم
_: آه دختر نمیدونی چقدر... چقدر منو خوشحال کردی... آه دوستت دارررررم
+: کارکنات میدونن چه رئیس گوگولی و نازی دارن؟
_: هی میخوای الان گوگولی رو نشونت بدم؟ (خیلی سک‌*سی و جدی)
⚠️هشدار اسمات🤭⚠️🩸
سریع لباسای ا.ت رو در میاره، شلوار خودشم در میاره و محکم خیلی یهویی وارد میشه
+: آاااه خیلی درد داره... خیلی بزرگه!
_: هیسسسس بهش عادت میکنی
دیکش رو حرکت نمیده، ثابت مونده تا ا.ت یکم گشاد تر بشه
_: میخوام شروع کنم آماده ای؟
+: آه... آره(نفس نفس )
چان شروع میکنه، خیلی محکم و سریع میزنه، صدای برخورد بدن های لخت و خیس کل اتاق رو پر میکنه و هیچ فاصله ای بینشون نیست...
همزمان که داره توی ا.ت تلمبه میزنه دستشو میبره جلو و میزاره روی کلی*توریس، دورانی و دایره وار می‌چرخونه، دیکش نقطه ی G رو مستقیم هدف گرفته و داره بیشترین لذت و درد رو به ا.ت میده
صدای ناله های ا.ت کل اتاق رو پر میکنه، حتی توی راهرو های عمارت چان پخش میشه، اما اگه هم کسی بشنوه فکر میکنه چان داره کسی رو شکنجه میکنه، واسشون مهم نیست...
تختی که سفید بود حالا خونی شده، اشکای ا.ت داره کم کم روی ملحفه پخش میشه و علاوه بر آب ارگ*اسم باعث خیسی تخت میشه...
بعد از ۲ ساعت تموم میکنن و چان میکشه بیرون
_: خوبی؟
+: آره... ولی... خیلی واسه دفعه ی اول بهم سخت گرفتی... چرا؟
چان محکم بغلش میکنه و شکمش رو ماساژ میده
_: ببخشید، قول میدم دفعه ی بعد اینجوری نباشه، الان بهتری
+: آره...

فردا صبح:


منتظر پارت بعد باشید😏✨️
دیدگاه ها (۹)

نیمه شب بودچان رو کاناپه دراز کشیده بود چون که ظهر با ا/ت بح...

تک پارتی از سانزو هاروچیو🖤🤞یاندره و هنتای داره و لطفا گذارش ...

تکپارتی جونگ کوک

سناریو از مایکی(تومان) درخواستی😘🍒❤️برای کاربر: @maysa_shokoد...

P26عروس فراری ..ا/ت صبح که بلند شد دید ریندو نیست و حتما پای...

سناریو کازتورا پارت اخر

سناریو سانزو پارت ۲

سناریو هانما پارت اخر

سناریو مایکی پارت اخر

تهیونگ ل//ب//ا//ش//و محکم کوبید روی ل//ب//ا//ی ا. ت و شروع ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط