چه کنم دست دشنه را خوانده است

چه کنم دست دشنه را خوانده است
زخم های که بر تنم مانده است

دیده ام من به دست های شما
رد خون برادرانم را

چه بگویم نمیرود از یاد
تلخیه بیست و هشتم مرداد

انطرف موج خنده های شماست
ناو وینسنس ایطرف پیداست

#اعتماد
#روباه
#لبخند
دیدگاه ها (۱)

رمان سبز یشم زیر باران🍀🖤پارت هشتمساعت نزدیک پنج بود.باران از...

من به لبخند گرگ بدبینمبه دروغ بزرگ بدبینمگرم‌تر می ‌شود مذاک...

️ #هتل_کوبورگ؛سروده ای از محمدمهدی سیار و میلاد عرفانپور که ...

خسروی:تقدیر رهبر انقلاب از شعر هتل کوبورگ اثر مشترک محمد مهد...

از بلــوز مشکی ات ده سانت شـب بــرداشتـمداشتـــم بــا چرخ دن...

می ترسم شعرهایی را که زیرِ خاک خواهم گفتنتوانم برای کسی بخوا...

این آخرین حرف منـست: "از عشق بیزارم"می‌خواهم از اول بگـویـم:...

بهمن مهرابی شاعر خرم آبادی

سناریو ساسونارو# 🩸 **ماه و خورشید: افسانه‌ی خون و اشک** ☀️ ...

فال روز متولدین تیر:تعیین کردن مرز بین زیرکی و حماقت کار سخت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط