#ناگهان زمان ایستاد. خبر بد این قابلیت را دارد که زمان را

#ناگهان زمان ایستاد. خبر بد این قابلیت را دارد که زمان را نگه دارد و تو را ببرد تا هر سالی که می‌خواهی. من به کودکی برگشتم. به صدای صفحه و این قطعه. برگشتم به بازی نور و پنجره. به یک ظهر پاییزی. به یک وعده دلخوشی. کاش همان‌جا می‌ماندم. چه دارد این زمان حال، جز مشتی خبر بد.🖤

👤 #مارال_دوستی
دیدگاه ها (۱۴)

پارت دوم: کلیدِ طلایی قفل در قفلپیام رمزی روی صفحه‌ی رادیو ث...

وقتی تو رفتی، حالم بد شد. نه آن‌طور که با یک تبِ ساده چند رو...

#عشق_ممنوعه‌_شبپارت ششم | گردنبندی که مال من نبود«مادرت؟»«آر...

😘❤️💔😘پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، ...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p86هوا کاملاً تاریک شده بود.ابرهای خاکست...

پارت هشتم: «مسابقه با زمان در کدها»نور قرمز مچ‌بند آندیا روی...

p¹⁶(پنج سال بعد...)زمان، مثلِ جریانِ خونسردِ خون تویِ رگ‌ها،...

بعضی وقت‌ها زندگی با یک غافلگیریِ غیرمنتظره، طوری غافلگیرت م...

فاصله یک لبخند تا جنون

🍷 شراب قرمزپارت ۱۴ | نامه‌ی مادررینا هنوز نامه را در دستش نگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط