دلم واسه اون روز بارونی تنگ شده یادته گفتم از نم نم بارون

دلم واسه اون روز بارونی تنگ شده یادته گفتم از نم نم بارون خوشم نمیاد ولی دستم و گرفتی و از تو کافه کشیدی بیرون گفتی میخوام یه چیزی بهت بگم 😭 😭 😭 لعنتی یادته یانه ؟یادته دوتا دستای سردم رو گرفتی توی دستات و ت چشمام زل زدی و گفتی آی خدا به یه برکتت دوسش دارم😢 😢 😢 😢
خداجون یه سوال ؟اون روز که به برکت تو قسم خورد تو شاهد بودی😢 😢 😢 😢 😢 😢
دیدگاه ها (۱)

یه تکپارتیییی از شوگا به قلم لینا؟:)ساعت از سه شب گذشته و سک...

#تکپارتیموضوع:(وقتی سه، چهار ماه از رابطه مون میگذره ولی ما ...

𝕯𝖎𝖑𝖊𝖒𝖒𝖆¹بوی سویا سس و استیک های گریل شده کل آشپزخونه رو بردا...

پارت: 30 (بخش2) **زاویه دید: زین**میسون حتی یه میلی‌متر هم ن...

قلب من این تاریخ و یادته : ۱۳۹۹/۸/۱معلومه که یادته چون که هم...

عاشقانه های شبنم

"آرزوی یه کوچولو که حاصل عشقمون باشه....اما با رضایت شما بان...

ساعت دو و نیم شب بود بشت میز مطالعه نشسته بودی بدون هیچ کاری...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت" پارت "45" "ویو پارک آنجلینا" ...

پیمان نقره ای

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط