{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

JIN

JIN

جین به عنوان داداش ناتنیت

جینی خوب تو دل مامانت جا شده البته مامانتون و با باباش هی لج داره سر یه چیزای جزئی
هی بهت گیر میده میگه تو که انقد تو تابستون بیکاری چرا یه کلاس نمیری چرا نمیای اشپزی بهت یاد بدم؟ هاااا؟
معمولا همیشه مراقبته و بهت عادت کرده و نمیزاره ناراحت بشی شاید خودش اذیتت کنه ولی ته دلش خیلی دوست داره
یه ماهم بود بهت علاقه پیدا کرده بود ولی بابات اجازه نداد
&جین ببین پسرم درسته واقعا خواهر برادر نیستین ولی من دلم نمیخواد شما دوتا باهم قرار بزارین تو فقط به عنوان داداشی میفهمی من میخوام به عنوان داداشش مراقبش باشی و دوسش داشته باشی

_اما پدر جان.... نمیشه همین احساسو به عنوان دوست پسرش داشته باشم
&گفتم نمیشه چونه نزن دیگه

_پس اگه من نمیتونم هیچکسم نمیتونه پدر نمیخوام ات پیش پسر دیگه ای بپلکه

&اهومم فکر بدیم نیس میدونی ات ازت کوچیکتره و تو سنی نیس که با کسی باشه.... میدونی اگه یکم فکرامو بکنم و توام بتونی از هر پسری دور نگهش داری من میزارم در اینده وقتی ات به سن قانونی رسید شما باهم باشین

_چییی؟(داد) اوووه پدر واقعا ممنونم ازتون تمام تلاشمو میکنم
&اصلا تو واقعا این حسو به ات داری؟ یعنی الکی که نیس میدونی اگه حست بره دختره منم خیلی تنها میشه
_نه روزی که یه لحظه سرد برخورد کنم روز مرگمه
(و باباشو بغل کرد)
_نا امیدتون نمیکنم
هیچکدومتونو
دیدگاه ها (۰)

#میکاپ_آرتیست_من

عشق زار آلود(Mysterious Love)part:۲ات گوشی رو برداشت و پیام ...

پارت ۲ الکس : همینی که گفتم یوری : باااشهههالکس : قشنگم بیا ...

مربی موتور سوار

پارت ۲ × چشم ...خیلی ممنون‌..........( و جیمین با استرس اینک...

سناریو قفل آبی

وقتی داداش ناتنیت بود...پارت چهارمویو ات صبح از خواب با سردر...

#تکپارتی_کوک*به مناسبت تولدشششش😆*ساعت ها همینجوری میگذشت..ات...

شب تولدم فصل 3پارت 8جونگ کوک: نچ ات: عا باز شروع شد کلی: خود...

شب تولدم فصل 3پارت 21ات: او بله بفرمایید دکتر: خب نمیدونم تب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط