{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق زار آلود(Mysterious Love)

عشق زار آلود(Mysterious Love)
part:۲

ات گوشی رو برداشت و پیام ناشناس رو باز کرد:

ناشناس: «قاتل پدرت رو پیدا کردی؟ پس چرا هنوز زنده‌ای؟»

ات با دستای لرزون جواب داد: «تو کی هستی؟»

ناشناس: «یه دوست. فقط اینو بدون: قاتل پدر کوک هنوز زنده‌ست. اونی که کشته شدن، فقط یه قربانی بوده.»

ات گوشی رو گذاشت و نفس عمیقی کشید. یعنی چی؟ اگه قاتل هنوز زنده‌ست، پس اون خبر چی بود؟ چرا کوک اینقدر راحت باور کرد؟

صبح روز بعد، کوک تو دانشگاه سر راه ات سبز شد.

کوک: دیشب خوابت رو دیدم. عجیبه، نه؟

ات: (با اخم) تو خوابم نیومدی. ول کن برو.

کوک: میدونم که پیام گرفتی. صورتت همه چی رو میگه. اون ناشناس به تو هم پیام داده، درسته؟

ات ایستاد و برگشت: تو از کجا میدونی؟

کوک: چون به منم پیام داده. میگه قاتل پدرم زنده‌ست. و میگه… تو تنها کسی هستی که میتونی پیداش کنی.

ات با ناباوری خندید: من؟ چرا من؟

کوک: (نزدیک شد و آروم گفت) چون اون قاتل… یکی از نزدیکای خودته.

ات رنگش پرید. دستاش سرد شد. یه لحظه خواست چیزی بگه، ولی صداش درنیومد.

کوک: پس راست میگه. تو میدونی کیه.

ات برگشت و با قدمای تند رفت. ولی کوک صداش زد:

کوک: ات! اگه راست میگی که از من متنفری… پس چرا داری گریه میکنی؟

ات دستش رو به صورتم برد. واقعاً داشت گریه میکرد. ولی جوابی نداد و رفت.

شب، ات تو اتاقش نشسته بود و عکس قدیمی یه مرد رو نگاه میکرد. زیر عکس نوشته بود: «پدرم.»

ات: (با خودش) ببخشید کوک… من نمیتونستم بهت بگم. چون قاتل پدرت… پدر خودمه.
دیدگاه ها (۱)

🖤 پارت ۳۰ | «نامه»لانا پاکت را برداشت.داخلش فقط یک کاغذ بود....

وقتی داداش ناتنیت بود...پارت ششمویو اتچند روز از اون ماجرا گ...

چند پارتی درخواستی

گمشده در روشنایی. P 4

تک پارتی✨قهر الکی... صبح بود.کوک تازه از خواب بیدار شده بود ...

𓆩 پارت ۶۴ 𓆪 🖤جیمین فوراً به عمارت برگشت و ات هم همراهش رفت.و...

وقتی جونگ‌کوک محافظ شخصیت بود و تنها چیزی که اجازه نداشت، عا...

طبقه ۱۲پارت ۶پرش زمانی به فردا:کوک نمیتونست نسبت به حرف های ...

🖤 عقد با رئیس مافیا — پارت ۲7کانگ جون با عجله برگشت داخل.— ر...

𓆩🩸𓆪 𝐁𝐋𝐎𝐎𝐃 𝐎𝐀𝐓𝐇 ⛓️ پیمان خون | پارت ³ 🥀━━━━━━━━━━━━━━━━━━[عما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط