{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه حرف دارم با رهامیر لاور ها ، امیر لاور ها ، رهام لاور

یه حرف دارم با رهامیر لاور ها ، امیر لاور ها ، رهام لاور ها
رهام کم کار هست تو فضای مجازی زیاد فعالیت نمیکنه میگید رفته تو غارش بعضی ها نمیگم همه اومدن اطلاعیه گمشده رهام رو زدن نگران رهام هستید که نیست تو اینستا استوری نمیزارع
۱-تو کنسرت وقتی مادر بزرگش فوت کرد مراعات نکردید نمیگم همه بعضی ها

۲-گفت دوره گرد بخونم گفتید نه دلش شکست سر دوره گرد اشکاش ریخت ولی کسی توجه نکرد جز افراد کمی
۳-گفتید صدات خوب نیست گفت اگه منو نخواید میرم جوری که خبر مرگمم بهتون نرسه
۴-سال گذشته بعد از اتفاقای مهسا امینی امیر حالش بد بود دستگیر شد استوری های غمگین گذاشت همه نگران بودید ولی کسی نگفت رهام حالش بده اونم ناراحته برا همه اتفاقایی که افتاد

۵-کم فعالیت می‌کنه تو اینستا چون وقتی بود کسی توجه نمی‌کرد میدونید تو لایو با رهام چی گفت گفتش کم فعالیت میکنم البته مهم نیست💔💔

۶-پشت صحنه گل‌های تو باغچه امیر گریه کرد همه نگران امیر توجه به امیر در صورتی که نگفتید وقتی جوجه طلایی رهام گریه می‌کنه رهام چقدر بهم میریزع حالش بد میشه توجه نکردید بهش
۷-چون درونگرا هست گفتید مغروره ازش بد گفتید تو یه مصاحبه که دقیق یادم نیست چه زمانی بود مجری پرسید از فنا ناراحتی گفت نه من عاشقشونم اگه اشتباه نکنم همچین حرفی زد
رهام امیر و خیلی دوست داره ولی میدونید وقتی به امیر بیشتر از رهام توجه می‌کنید دلش می‌شکنه به داداشش حسادت می‌کنه .
با همه این بدی ها رهام میگه دوستون دارم عاشقتونم با عشق براتون موزیک میخونه می‌خنده رهام بهترینه رهام شاهزاده همه خوبی هاست رهام اگه نبود ماکان نبود امیر نبود ماکان و امیر با رهام معنا پیدا میکنن شاهزاده مون بهترینه
قبول کنیم به شاهزاده مون بد کردیم💔🖤

#توپ_تانک_فشفشه_رهام_قلب_ارتشه


#aamir_rroham
#macan_band
#amir_maghare
#roham_hadian
#rohamir


#ماکان_بند
#امیر_مقاره
#رهام_هادیان
#رهامیر


•🧡 my love(:rohamir:) 🧡•
•💜 my world(:rohamir:) 💜•
•🧡 my family(:rohamir:) 🧡•
•💜 all my life(:rohamir:) 💜•


#خدایا_شکرت👑🧡
دیدگاه ها (۲۰)

رمان یک نیمکت فاصله

منو ببخش پارت ۴

ریاکشن پارت ۲

Scenario bts #سناریو "وقتی‌تو‌ماشین‌خوابت‌میبره" نامجون:مسیر...

سناریو بلولاک/:قفل آبی

★دوست بچگی...p¹در حال کار کردن روی پروژه بودم که موبایلم زنگ...

عاشق part²رفتم داخل خونه چراغ ها خاموش بود و روی میز غذا بود...

𝒲𝒽𝑒𝓃 𝐿𝒾𝑔𝒽𝓉 𝑀𝑒𝑒𝓉𝓈 𝒮𝒽𝒶𝒹𝑜𝓌Part 8شب شده بود.فلیکس خوابش نمی‌برد....

"𝑨𝒇𝒕𝒆𝒓 𝑻𝒉𝒂𝒕 𝑹𝒂𝒊𝒏𝒚 𝑵𝒊𝒈𝒉𝒕"𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟐بعد از آن شب بارانی، قرار نبود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط