وقتی بین بچه هاش فرق میذاشت🩷

وقتی بین بچه هاش فرق میذاشت🩷
پارت ۲
اگر به نظرتون حتی یکبار پدرم بهم توجه کرد سخت در اشتباهید...
به جز مادرم...خب... شاید دوستام...شاید اونها تنها کسایی که حواسشون بهم بود...هیچوقت نشد از سمت‌اونها ایگنور بشم...همیشه توجه میکردن بهم...دوستم داشتن...نه از روی‌اجبار..چون خودشون انتخاب کرده بودن که کنارم بمونن.....و شاید اونها بزرگترین کادو زندگی من بودن...
اها..بحث کادو شد...من هیچوقت تولد هام از پدرم کادو نخواستم...تنها چیزی که میخواستم توجه بود...هرسال میگفتم "یه سال کوفتی دیگه هم تموم شد...ایشالا امسال حداقل پدرم برام ارزش و توجه قائل میشه..."
ولی آیا شد؟
هیچوقت...
و هرسال به همین منوال میگذشت...
و هربار با خودم میگفتم "چرا این چرخه لعنتی تموم نمیشه؟"
و این...
تنها سوالی نبود که ذهنم رو درگیر کرده بود...
علامت سوال های زیادی توی ذهنم بود که هیچوقت جوابشون رو پیدا نکردم...و به نظر میومد‌..نخواهم کرد...
شاید تنها راه تموم کردن این چرخه‌‌‌‌..تموم کردن زندگی خودم‌ بود...شایدم نه...
ادامه دارد....
حمایت کنید ملکه هام🩷
دیدگاه ها (۵)

پارت بیست دوم《Custom kiss》 ×پدرم نیشخن...

وقتی دوست پسرت بود💛پارت ۱ ویو جولیکا:داشتیم نوشیدنی میخوردیم...

بچها این دوستم رو میشناسید دیگه؟ توی خیلی از پست ها و استوری...

free from the court (p13)

انگار من توی هیچ جمعی جا نمی‌شم؛ همیشه یه گوشه‌ام، همیشه ساک...

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.6 (روایت از زبان ا...

استی: لینو، با سن جدیدت چه حسی داری؟ فکر می‌کنی چیزی تغییر ک...

بیا پایینعاقا منم اومدم ی بخشی از دراما خودم رو تعریف کنمعاق...

اخرین دعا 35

چند پارتی (درخواستی)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط