{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو می‌خواستی بروی..

تو می‌خواستی بروی..
من می‌خواستم بمانی..
باورمی‌کنی یانه!؟
نمی دانم..
دلم برایت تنگ می‌شود
وقتی هوا می‌گیرد
باران می‌زند
برگها می‌افتند
کوچه باشد یا خیابان..
شهر یا زندان
فرقی نمی‌کند
دلم برایت تنگ می‌شود.
*
حواست به نبودنت هست یا نه!؟
نمی دانم..
کمی شکسته‌تر شده ام، خسته‌تر
نفسم بیشتر می‌گیرد
کاش می‌دانستی
خاطرات، آدم را پیرتر می کند..
خسته‌تر
شکسته‌تر
*
مرا به یاد داری یا نه؟
نمی‌دانم
اینجا..
پاییز بوی تورا می دهد هنوز.

🍁
دیدگاه ها (۴۵)

⁨⁨تو نقطه‌ضعفم را نمی‌شناختی؛ سال‌ها نگهبانش بودیاجازه بدهید...

شده دلتنگ شوی چاره نیابی جز اشک!

#باران 🦋🫰🏼«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست ...

هنوز دنبالت می‌گردم، انگار نمی‌خواهم باور کنم این دنیا می‌تو...

⁨گاهی آدم کسی را از دست نمی‌دهد؛خودش رالابه‌لای دوست‌داشتنی ...

🌱پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، پیش ...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 4️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ به اطراف نگاه کردی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط