وقتی خبر مادر شدن خواهرت را می شنوی

وقتی خبر مادر شدن خواهرت را می شنوی
روح تازه به جانت می آید
و دلگرم می شوی، وقتی خواهرزاده ات می خندد
دندانش نیش میزند، راه می رود و قد می کشد
تو میمانی و یک دنیا عشق به لحظه لحظه هایش
وقتی خواهر زاده ات با صدای شیرین صدایت می کند
درست همان وقتی که می گوید : خاله
هر بار ته دلت از جا کنده می شود
انگار عاشقی، گویی پس از عشق مادر
عشقی شیرین تر از عشق خاله به بچه ی خواهرت نیست
غم خواهرزاده آتش به جانت می کشد
حاضری جانت را بدهی برای یک لحظه لبخند زدن از ته دلش
حاضرم تمام دردهای عالم را به جان بخرم ، تا تک تکتان بخندید
و هر لحظه شاد شاد باشید

******
دیدگاه ها (۱)

𐙚🦋 ویو آت 🦋𐙚چند ثانیه فقط به ته نگاه کردم.هنوز ذهنم درگیر حر...

dark life = 31

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part¹" توصیف در یک جمله :میانِ تیغ‌های نیش‌دار...

Part "74"☆ویو هانا☆ساعت ۳ صبح بود. عمارت توی سکوتی سنگین و خ...

جدایی

𝑾𝒊𝒍𝒅 𝑳𝒊𝒍𝒚୨ৎلیــلــیوم وحــشی¹رایحه شیرین شکوفه ها با بوی تلخ...

برده عمارت جئون

Custom bride part : 13

من یک خاله ام ،وقتی خبر مادر شدن خواهرت را می شنویروح تازه ب...

من یک خاله ام..... وقتی خبر مادر شدن خواهرت را میشنوی روح تا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط