{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دوقدم مانده به خندیدن برگ

دوقدم مانده به خندیدن برگ

یک نفس مانده به ذوق گل سرخ

چشم درچشم بهاری دیگرتحفه ای یافت نکردم

که کنم هدیه تان یک سبدعاطفه دارم

همه ارزانیتان
دیدگاه ها (۱)

اینک بهار تا دروازه هاى شهر رسیده و رستاخیز دوباره در گیتى د...

آخرین آرزوی امسالم خوابت در آرامش/بیداریت در آسایش/ عشقت، با...

اسفند رو به پایان استوقت کوچ کردن به فرودین استوقت بخشیدن و ...

دل را از پیله ی قهرش بیرون خواهم کشیدواژه ها را از خواب فرام...

آری....می دانم !....خوب می دانم که خدا هست حتی در غریبانه ت...

《وقتی باهاش قهر بودی ولی...》پارت ²ویوی ا/تا/ت:خوب میشنوم جیم...

#جوانی شمع ره کردم که جویم زندگانی رانجستم #زندگانی را و گم ...

خسته‌ام خسته، برایم غزلی ناب بخوان!غزلی ناب برای منِ بی‌خواب...

بـرای تویـی که تنهایی هایمــ پر از یاد توستــ …بـرای تویـی ک...

مرثیهٔ خاموشخواننده: بی.ام.لیمیتمهندسیِ محتوا: بهرام محمدی[ب...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌73نینا بی‌حرکت ایستاد.دست‌هاش ناخودآگاه ...

مرثیهٔ خاموشخواننده: بی.ام.لیمیتمهندسیِ محتوا: بهرام محمدی[ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط