A Shadow Named You
A Shadow Named You
سایهای به نام تو
P.20
(روایت از زبان ا.ت)
وقتی به ماشین رسیدیم، جونگکوک در رو باز کرد و منتظر موند سوار بشم.
- سوار شو.
+ من باهات نمیام.
چشمهاش رو بست و نفس عمیقی کشید.
- ا.ت، حوصلهی بحث ندارم.
+ مشکل خودته. من نمیخوام باهات بیام!
این بار در ماشین رو محکم بست و روبهروم ایستاد.
- داری عمداً عصبانیم میکنی؟
+ نه. فقط برای اولین بار دارم کاری رو میکنم که خودم میخوام.
نگاهش برای چند لحظه روی صورتم موند.
- خیلی خب. پس بگو کجا میخوای بری؟
+ به تو ربطی نداره.
جونگکوک خندهی کوتاه و عصبیای کرد.
- واقعاً فکر کردی میذارم همینطوری بری؟
+ تو نمیتونی تمام عمرت منو مجبور کنی هر کاری میخوای انجام بدم!
نگاهش سرد شد.
- امتحانم نکن، ا.ت.
از کنارش رد شدم و به سمت خروجی ساختمون راه افتادم.
این بار حتی پشت سرم رو هم نگاه نکردم.
نمیدونستم کجا باید برم، اما یه چیز رو خوب میدونستم...
قرار نبود به اون خونه برگردم.
ادامه دارد.......
سایهای به نام تو
P.20
(روایت از زبان ا.ت)
وقتی به ماشین رسیدیم، جونگکوک در رو باز کرد و منتظر موند سوار بشم.
- سوار شو.
+ من باهات نمیام.
چشمهاش رو بست و نفس عمیقی کشید.
- ا.ت، حوصلهی بحث ندارم.
+ مشکل خودته. من نمیخوام باهات بیام!
این بار در ماشین رو محکم بست و روبهروم ایستاد.
- داری عمداً عصبانیم میکنی؟
+ نه. فقط برای اولین بار دارم کاری رو میکنم که خودم میخوام.
نگاهش برای چند لحظه روی صورتم موند.
- خیلی خب. پس بگو کجا میخوای بری؟
+ به تو ربطی نداره.
جونگکوک خندهی کوتاه و عصبیای کرد.
- واقعاً فکر کردی میذارم همینطوری بری؟
+ تو نمیتونی تمام عمرت منو مجبور کنی هر کاری میخوای انجام بدم!
نگاهش سرد شد.
- امتحانم نکن، ا.ت.
از کنارش رد شدم و به سمت خروجی ساختمون راه افتادم.
این بار حتی پشت سرم رو هم نگاه نکردم.
نمیدونستم کجا باید برم، اما یه چیز رو خوب میدونستم...
قرار نبود به اون خونه برگردم.
ادامه دارد.......
- ۵۷۰
- ۰۲ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط