ویو کوک

ویو کوک
شروع کردم ب باز کردن دکمه هام وقتی کامل باز شد
رفتم سراق گردنش که ی هوو
ته: کوک این ....( دیدشون
وقتی نگاش کردم خودش گرف
ته: اوکی تنهاتونونیزارم😂
ات: ول کن
کوک: نچ
ات: ..
جویی: اتتتتتت
ات: جویی صدام میکنه دکمه هاتو ببند فکر بد نکنه
زود از اتاق رفتم بیرون که با جویی مواجه شدم
جووی: کحایی
ات: اینحا بودم
جویی: هعی لبت چرا قرمز شده
ات: گاز گرفتم
حویی: گردنت چرا خیسه
ات: ..
کوک: کار من بود
جویی: اوفف چی😂
ات: ن ن
کوک: همین الان نزدیک بود زیرم حون بدی چرا دروغ میگی
جوی: من میرم راحت باشید
ات: منم میام
برو خانم ات برو شب گیر خودم میوفتی
دیدگاه ها (۳۶)

پارت 46🌲 ویو آتآت با خنده گفت:ـ باشه دایی 😂🌿 ویو تهنمی‌دونم ...

bts

شب تولدم پارت 13جونگ کوک: روت حساسم پرنسسم نباید با اون لباس...

#ازدواج_اجباری P17فردا صبح ساعت ۹:۱۰ دقیقه م.ت: مطمئنی خوبی ...

رمان(تا وقتی که عاشقت شدم )^_^

پارت دهمفلش بک : کوک. وقتی ات رفت لباسشو عوض کنه به ته و جی ...

Love you پارت سیزدهم&اول تو برو دوش بگیر-یا چ فرقی دار هردو ...

Which onepart 17کنار مامان جیمین نشستم و اون با لبخند گرمی ا...

Love you پارت اولعلامت ها -سوجین +سوا @ اجوما &کوک #تهیونگ-ا...

مهمونی خطرناکپارت: 24ویو جونگ‌کوک تماس رو قطع کردم و گوشیم ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط