سناریو

سناریو
* وقتی تو گرما هودیشون رو می پوشی *

نامجون : ا/ت؟؟
ا/ت : بله ؟
نامجون : این هودی من نیست تو چله گرما پوشیدی؟
ا/ت : نچ
یه کتاب حافظه به تو میده و خودش شروع می کنه به گذشتن دنبال کتاب{ روان پریش }

جین : ا/ت گلم هودیم رو تو گرما نپوش! کثیف می شه!

یونگی : چرا لباس منو پوشیدی؟
ا/ت : دوست داشتم
بغلش می کنه ا/ت ⇦ یونگی

جیهوپ : ا/ت!
ا/ت : بله؟
جیهوپ : عزیزم تو این گرما؟
ا/ت : خو بوی ترو میده
جیهوپ : بیا بغلم
⏤͟͟͞͞بغل

جیمین : ا/تی؟
ا/ت : یِس؟
جیمین : این چرا برات بزرگه؟ ( خنده )
ا/ت : بزرگ نیس ........
جیمین : کوچولوی من ◉
ا/ت : نههههههههه ( کیوت )
{ و داستان پیدا شدن کوچولو تر از جیمین }

تهیونگ خوابه.........
ا/ت میره بغلش دراز می کشه
تهیونگ : ا/ت؟ ( اروم )
ا/ت : بله؟
تهیونگ : چرا بوی.........
چشماشو باز می کنه
تهیونگ : چرا هودی منو..........

جونگ کوک : ا/ت شی؟
ا/ت یسسسسس؟
جونگ کوک : این هودی من نیس؟
ا/ت : 👍 { اره }
جونگ کوک : چقدر برات بزرگه!
ا/ت : بزرگی از خودتونه 😁

مایل به لایک ؟


راستی.........
برای سناریو وقتی هر هفتاشون روت کراشن!
اینو فیک می کنم.......
می شه پارت سوم؟ 🤨🧐
حالا.........
ایده ای برای سناریو دارید هستم 🥸
فقط لطفا سناریو یه چیزی بدید 〽️ درست! 🫘
با تشکر ♣♦♠
دیدگاه ها (۱)

سناریو BTS(وقتی پریودی درد داری)«نامجون: برات کتاب میخونه تا...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟐 جونگ‌کوک چند لحظه بعد بالاخ...

جونگ‌کوک دوباره سوت زد.جونگ‌کوک: همه سر جای خودشون. از اول.ا...

🐯 تهیونگ: مرموز، شوخ و شجاع؛ بعضی سرنخ‌ها به گذشته‌ی او مربو...

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

«قراردادسیاه»صبح روز بعد، ا/ت با صدای ضربه‌ای آرام به در اتا...

تک پارتی✨ات داشت دنبال شارژرش می‌گشت و هرچی می‌گشت پیداش نمی...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋𝟞: زیر آسمان سئولساعت نزدیک هشت شب بود.ا/ت ط...

تکپارتی (ولی توی عکس اشتباه شده)وقتی حامله بودی (درخواستی)ا/...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط