{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

برادر خوانده 🧑🏻✨ پارت 21 🧑🏻✨

برادر خوانده 🧑🏻✨ پارت 21 🧑🏻✨
_ا/ت پاشو بریم
+کجا؟
_خونه مثله اینکه بهت خوش گذشته
+تهیونگ آنقدر دویدم پاهام درد می‌کنه
_عیب ندارم بیا بغلم
+واقعا؟
_اوهوم بیا
+باشه
ویو ا/ت
تهیونگ برآید استایل بغلم کرد و جلوی اون همه آدم در شدیم و بعد مطمئنم کلی شایعه درست میکنم البته تو کمپانی هستیم فکر نکنم همچین کاری کنن خلاصه منو برد گذاشت تو ماشین بعد خودش هم نشست و رفتیم سمت عمارت بعد دوباره منو پیاده کرد اومد بغلم کرد برد تو عمارت گذاشت تو اتاق بعد خودش هم افتاد رو تخت
_ خیلی خسته ام
+خوب بخواب
_اوهوم
+بزار من برم بعداً بخواب
_نه می‌خوام با تو بخوابم
+یااا هنوز لباسام رو عوض نکردم
_ا/ت خیلی غر میزنی بگیر بخواب(یه اسپنک زد)
+اییییی‌ باشه
خوابیدیم
ویو تهیونگ
خوابیدیم بعد از چند ساعت از خواب بیدار شده بودم ا/ت خیلی قشنگ گرفته بود خوابیده بود
_ا/ت بیدار شو
+نمیخوام خوابم میاد
_خشگلم تو نمی‌خواستی بخوابی الان بیدار نمیشی
+خسته ام
_پاشو بریم ناهار بخوریم
+باشه
لباسام رو داشتم عوض میکردم که دیدم ا/ت زل زده به شکمم نگاهی به شکمم انداختم فهمیدم را زده به سیکس پک هام
_دید زدنتون تموم شد؟
+ها چیره عجب بدنی ساختی ها
رفتم جلو درست رو در رو با ا/ت دستش رو گرفتم و گذاشتم رو سیکس پک هام
_باحاله؟
+خجالتم خوب چیزیه والا
_خجالت رو تو باید بکشی زل زدی به بدن من
+ببخشید
_وای خدا چقدر عذر خواهی می‌کنی توووووو
+برو بیرون لباسام رو عوض کنم
_باشه بابا
تهیونگ رو فرستادم بیرون و لباسام رو عوض کردم (اسلاید 2)
رفتم پایین ناهار آماده بود و میز چیده شده بود
_بیا بشین بخور
+الان نمیگفتی من چه کار دیگه ای میکردم؟
_خیلی حرف می‌ زنیا میخواستم ببرمت شهربازی پشیمون شدم
+چیییییییییییی؟اوپا جونمممممممممم
_خر نمیشم
+اونکه هست.. چیز میگم میشه بریم ؟
_نچ
+تهیونگگگگگ بریم دیگه ببخشید اگه بد حرف زدم
از پشت محکم مالش کردم
+بریمممممم دیگههههههه
_نه نه نه
+تهیونگگگگگگگگگگ
_پرو ترم شدی اوپا بودم حالا شدم تهیونگ
+ اوپا ببخشید دیگه بریم
_نه ا/ت
_تا تربیت نشی حرفی از شهربازی نزن
+آه اصلا شهر بازی نخواستم ناهار هم برای خودت
_ا/ت بشین ناهارت رو بخور
_ا/ت فقط داری تنبیهت رو بد تر میکنیییی
_ا/تتتتتتت
دیگه به حرفاش گوش ندادم و رفتم اتاقم رو تخت دراز کشیدم
مگه چیکار کردم (گریه )
دیدگاه ها (۶)

(دلداده) (یک ساعت بعد )یک ساعت فقط داشتم با خودم ور میرفتم ک...

پارت. ۲۸

True Love②⑧با خوشحالی رفتم داخل خونه ا/ت: ماماننننن، ماماننن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط