{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

_سخن رنج مگو

_سخن رنج مگو
جز سخن گنج مگو
ور از این بی‌خبری رنج مبر؛ هیچ مگو

دوش دیوانه شدم
عشق مرا دید و بگفت:
آمدم، نعره مزن، جامه مدر، هیچ مگو..!
دیدگاه ها (۱۷)

دردهای منجامه نیستندتا ز تن در آورمـچامه و چکامه نیستندتا به...

نمی‌دانم این مکتوب در میانِ طومارهایِ انباشته بر میزِ زرینت،...

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌ام: معجونِ عشق---پنج ماه پیش.بعد از مهم...

سخن رنج مگو جز سخن گنج مگو / ور از این بی‌خبری رنج مبر هیچ م...

سخنِ رنج مگوجز سخنِ گنج مگو،ور از این بی خبری رنج مبر،هیچ مگ...

من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگوپیش من جز سخن شمع و شکر هیچ مگوس...

من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو پیش من جز سخن شمع وشکر هیچ مگو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط