{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

_سخن رنج مگو

_سخن رنج مگو
جز سخن گنج مگو
ور از این بی‌خبری رنج مبر؛ هیچ مگو

دوش دیوانه شدم
عشق مرا دید و بگفت:
آمدم، نعره مزن، جامه مدر، هیچ مگو..!
دیدگاه ها (۱۷)

دردهای منجامه نیستندتا ز تن در آورمـچامه و چکامه نیستندتا به...

نمی‌دانم این مکتوب در میانِ طومارهایِ انباشته بر میزِ زرینت،...

dark life = 46ساعت بعد، ات جرأت کرد. آروم به سمت دفتر تهیونگ...

سخن رنج مگو جز سخن گنج مگو / ور از این بی‌خبری رنج مبر هیچ م...

☆دوش دیوانه شدمعشق مرا دید بگفتآمدم نعره مزن ،جامه مدرهیچ مگ...

دوش دیوانه شدم عشق مرا دید و بگفتآمدم نعره مزن جامه مدر هیچ ...

دوش دیوانه شدم؛عشق مرا دید و بگفت:آمدم!نعره مزن!جامه مدر!هیچ...

دوش دیوانه شدم عشق مرا دید و بگفت آمدم نعره مزن جامه مدر هیچ...

دوش دیوانه شدم عشق مرا دید و بگفت آمدم نعره مزن جامه مدر هیچ...

دوش دیوانه شدم عشق مرا دید و بگفت امدم نعره مزن جامه مدر هیچ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط