{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دوش دیوانه شدم عشق مرا دید و بگفت

دوش دیوانه شدم عشق مرا دید و بگفت

آمدم! نعره مزن ، جامه مدر ، هیچ مگو...
دیدگاه ها (۳)

شبیه شیشه بود اما شکستن را نمی فهمیدتمام درد اینجا بود ، او ...

مادرم صبحی می‌گفت :موسم دلگیری‌ است من به او گفتم :زندگانی س...

‎‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌ ‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌...

برق چشمان تو را دیدم و دیوانه شدمبار ها مردم و صد بار دگر زن...

آنگاه بود که فهمیدم بعد از سال ها فهمیدم که رویایی در بیداری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط