{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تک پارتی کوک... 🧸

تک پارتی کوک... 🧸

تقریبا شام حاضر بود، داشتم میزو اماده میکردم که با صدای در نگامو به کوک دادم...
میسو: اووو کوکی اومدی
کوک: هاییی اره اومدم
میسو: برو سریع یک دوش بگیر بیا
کوک: باشههه ولیی خبب چقده امروز قشنگ شدی
میسو: میری دوش بگیری یانه؟؟
کوک: اوکی اوکی رفتم ....
میسو: کوککک اومدیی«تقریباً بلند»
کوک: خبب اول بیا بغلم...
وقتی میسو رو توی بغلم گرفتم یک بوی اشنا میداد... این بو خیلی خوب میشناسمش!!با حالتی جدی ازش پرسیدم «میسو قبل از اینکه چیزی بخوریم یک سوال میپرسم و ازت میخوام راستشو بگی»
میسو:
نفهمیدم کوک چرا یهو جدی شدد«خب بگو»
کوک: چرا بوی دوسته منو میدیی؟؟؟«کاملا جدی»
میسو: اووو راستش میخواستم بهت بگم... خب ببین کوک اخرین باری که پیشه دوستت بودیم من از عطرش خیلی خوشم اومد برای همین گفتم اسمشو بده امروزم از این عطر زدم....
کوک: چرا زودتر نگفتی؟؟!! میدونی که چقدر رو این چیزا حساسم!!
میسو: خبب کوکی یادم رفت بهت بگم دیگه الان ازم ناراحت شدی؟؟
کوک: ناراحت نباشم خب؟«کیوت»
میسو: ببخشید «کیوت»
حالا بیا شام بخوریم یخ کرد...
کوک: ولی من هنوز نبخشیدمت هاا
میسو: دلت میاد؟؟«کیوت»
کوک: راستش نه:)
پس بیا شامو بخوریم....
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
دیدگاه ها (۲)

.PRISON MAFIA.

Iove and the moonPart26کوک: خب خانم یونا خب ول خرجی کردی یون...

سناریو درخواستی

وقتی پریود بودی💙پارت ۲از خواب بیدار شدم...حقیقتا خیلی خوب بو...

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

Iove and the moonPart49ویو یونا چشمهام را باز کردم ساعت تقر...

وقتی دوست پسرت بود💚پارت ۲تمرین کوک تموم شد...اومد پیشم که بر...

وقتی پسر عموت و مربی بوکست بود🩵(درخواستی)پارت ۴(last part)خب...

شب تولدم پارت 15ات: هی چیکار میکنی جونگ کوک: خیلی خوشگلی پرن...

تک‌پارتی | اعترافی که قرار نبود گفته شودویو ا/تامروز قرار بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط