جان منی از آن منی جانان منی جانانه بیا

جان منی از آن منی جانان منی جانانه بیا

رنگ توام دلتنگ توام در چنگ توام دردانه بیا

آی نفس دل تو رو هوس کردس و چه بس

نقاشی من موی تو را ابروی تو را گیسوی تو را نقاشی من

تو برقصی و همه شهر و بناچار برقصن

بزنی این سر و تا آن سر بازار برقصن

دیده و دست و دلم لحظه ی دیدار برقصد

بزنی تو بزنی تو بزنی یار برقصد

تو برقصی و همه شهر و بناچار برقصن

بزنی این سر و تا آن سر بازار برقصن

دیده و دست و دلم لحظه ی دیدار برقصد

بزنی تو بزنی تو بزنی یار برقصد
دیدگاه ها (۱)

عاشقانه های شبنم

🍃دست من نیست دلم تاب ندارد بی تودیده ام تار شده خواب ندارد ب...

*وای از موی بلندِ تو، وَ آن روسریتوای از چشمِ صمیمانۀ خاکستر...

گفتی: «عاشقین؟!» و دلم گفت: «مگر شک داری؟» من که جز نامِ تو ...

عاشقانه های شبنم

مارا پس از این خزان بهاری دگر است..

بخت آیینه ندارم که در او می‌نگریخاک بازار نیرزم که بر او می‌...

عاشقانه های شبنم بیاد بابامحمدم

می خواستم رو در رو باهات حرف بزنم خودت‌و گرفتی ازم.گفتم نشد ...

یک عمر حسرت دیدار پدرتان، سید علی، بر دلم ماند؛ تلاشم را کرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط