#سناریو

#سناریو

وقتی داری لباس عوض میکنی میان تو:)

نامجون: کتابشو میگیره جلو صورتش میگه من هیچی ندیدم♡

جین: ات من نگا نمیکنم فقط بیا یذره از سوپ بِچِش ببین چجوریه♡

شوگا: بیخیال میاد تو کارشو میکنه میره😂♡

جیهوپ: میگه ببخشید عقب عقب میره گوشیشو برمیداره میاد بیرون♡

جیمین: میاد تو انگار نه انگار تو هم غر میزنی میگه خو زنمی واسه چی باید نگا نکنم؟! ♡

تهیونگ: از پشت در میگه چاگیا ببخشید میشه گوشیمو بدی♡

کوک: میاد تو میگه سلام کارشو میکنه میگه خداحافظ میره به تو ام نگا نمیکنه😂♡


@senariyo_bts7
دیدگاه ها (۰)

پارت 41رمان عشق مدرسه ای که یهو از سبزه هایی که روی چمن قرار...

سقوط درخشان یک دیوانه پارت ۲۶افسانه (مامان سانیار)از همون او...

تکپارتی تهیونگ(مخصوص سیسیمه) وقتی یک‌روز کاملشو در اختیار ت...

Part: 11 ادامه پارت قبل=موری: آکوتاگاوا کون تو تا چند روز...

پارت پنجم《رستوران بخش دوم》《Custom kiss》   ته: خوشبحال کیا؟تا...

سلام به دخترای خودم یادتونه گفتم خوب بشم ۳ تا پارت هدیه میزا...

معامله نهاییپارت ۶۹« میشه یک بار دیگه بدون اینکه از زیباییش ...

پارت ۱۳(سالن مهمونی .کیف‌و کفش و لباس یونا)جونگ کوک:هی یونا ...

Love you پارت دهم-ارع بد شد بود -چییی چرا ظلع زدی بهم&چقد خو...

پارت ۸× خداحافظ+ خداحافظ...............‌‌‌.‌‌‌‌....ویو فردا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط