زندگی دوباره

پارت ٩
وارد جنگل شدن
شیاطین رو میکشتن و آهنگ میخوندن:
کای: ببعی تو بازیگوشی🐑
کایا: درارارا💃🏻
کای: مثل منی باهوشی😌
کایا: درارارا💃🏻
کای: موهات چقد درهمه👀
کایا: دیش دادادان😃
کای: پشم تنت چه نرمه🌫️
کایا: دیش دادادان😃
کای: يه سوال، مگه ببعی مو داره؟
کایا: نمیدونم والا تو اینجوری میخونی
کای: خو به من چهههههههه آهنگش اینه😮‍💨
همین جوری داشتن شیاطینو سلاخی میکردن حرف میزدن
یهو يه شیطان به کای حمله میکنه
کای: یا حد ساداتتتتتتتت تنفس کهکشان فرم دوم نوار کهکشانی
کای شمشیرشو تاب داد و سر شیطانو قطعید و يه نوار رنگی نمایان شد
کایا در حال دست زدن: 👏👏👏👏واوووووو داداش خودمیییی پشمانمممممم
کای حالت پیروزی گرفت و با غرور گف:✌️😌من اینم دی_
همون لحظه پاش به يه سنگ گیر کرد و رو زمین چرخ و فلک زد و شپلققق!!! پخش زمین شد
کایا که نمی‌دونست چی شد یهو از خنده منفجر شد. کای هم پای کایا رو گرفت کشید و کایا با يه جیغ پرت شد رو زمین. به هم که نگاه کردن جفتشون از خنده پاره شدن
کایا: وایییی خدا شفات بدهههههه کای عنتررر دردم گرفتتتتت
کای: من بی تقصیرمممم همش تقصیر موزانههههه(یاد همش تقصیر مایکیه افتادم😅) والا اگه اون گاو نبود ما لازم نبود آزمون بدیم
کایا: منطقیه
کای: من همیشه منطقیم
کای و کایا داشتن همینجوری سلاخی میکردن که یهو همه شیاطینی که باهاشون درگیر بودن پخ پخ سوختن
کای و کایا از جاشون پریدن
کایا: واوووووو طلوع شد
کای: پراممممم چه باحاللل
کایا: ولی دلم سوخت. میخواستم خودم پرپرشون کنم.
کای: 😮‍💨هعیییی
حال ندارم بنویسم پس پرش زمانی🤓🤓🤓
هفت روز گذشت و اینا اومدن بیرون از کوه
کیریا: بهتون تبریک میگم. شما تنها کسایی هستین که تونستین از این آزمون هفت روزه زنده بیرون بیاید
کای و کایا يه نگاه به اطراف میکنن
کایا: کلا پنج نفر؟ نزدیک چهل تایی بودن
کای: خودمونو حساب کنی میشیم هفت نفر
کایا: اره
خواهر کیریا: کلا ده تا رده هست
کیریا: کینوئه
-کینوتو
-هینوئه
-هینوتو
-سوچینوئه
-سوچینوتو
-کانوئه
-کانوتو
-میزونوئه
-میزونوتو
-یه ده دیگه هم هست که از همه بالاتره کهبهش هاشیرا میگن. هاشیراها بهترین شیطان کش ها و قوی ترین هستن که اداره باقی شیطان کشا رو به عهده دارن
-شما الان توی پایین ترین رتبه یعنی میزونوتو قرار دارین
کیریا: بهتون يه سری کلاغ میدیم که بهتون توی ارتباط با ما کمک میکنن. بهش میگن کلاغ کاسوگای
کای: عااااا کلاغغغغ
کایا: هی خوشگلههههههههههه چقد خوشگلی توووو اسمت چیهههههههه؟
کلاغ کایا: من کیوکا م!
کایا: چه نازززز😍😍من کایام
کای رو به کلاغش: تو اسمت چیه؟
کلاغ کای: کورین
کای: عاااا سلام کورینننننن
کورین: سلام😊
کیریا: الان بهتون سنگ ها رو نشون میدیم تا سنگ مورد علاقتون رو برای ساخت شمشیرتون انتخاب میکنین. بعد سایتون گرفته میشه تا یونیفرمتون انتخاب بشه و رده تون رو حک بشه
کای: عاااا میگم ما که شمشیر داریم چه غلطی کنیم؟
کایا: راس میگه
خواهر کیریا: شمادیگه لازم نیس سنگ برای شمشیر انتخاب کنین
کایا: پس ما رفتیم بای
کای و کایا به سمت در خروجی حرکت کردن. لباساشونو گرفتن و الفرار.
~~~~~~~
پارت ٩
پارت بعدی رو هم الان مینویسم
فعلا!
حمایت؟
#انیمه
#شیطان_کش
دیدگاه ها (۲)

زیبای کوچک فریبکار

رمان باد و ماه (پارت سه)کامیتا:چیی همه هاشیرا هستن اما بع جر...

دروغ شیرین:) پارت ۱۶.

سایه‌های کلاغپارت چهلم | وقتی کلاغ‌ها پرواز کردندباد سرد از ...

پارت دوم

سناریو شیطان کش پارت ۷:بعد از سه روز کمک در زمین کشاورزی ، ک...

پارت⁷ناشناس: کای سو‌هو رو هل داد رو تخت با مشت زد رو سرش ( و...

شمشیر های انتقام پارت ۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط