سناریو شیطان کش

سناریو شیطان کش

پارت ۷:

بعد از سه روز کمک در زمین کشاورزی ، کلاغ
ایچیگو بهش گفت به سمت کوهستان سرسبزی بره که در اونور این زمین های کشاورزی واقع شده

نزدیک کای ظهر به سمت کوهستان حرکت کرد و توی راه به یه پسر با موهای زرد برخورد کرد که به یه دختر جسبیده بود و ولش نمی‌کرد

ایچیگو بدون اینکه توجهی بکنه بدون سر صدا از اونجا رفت

وارد یه جنگل شد
یه حسی بهش میگفت که توی این جنگل یه شیطان زندگی میکنه پس رفت تا دنبال شیطان بگرده
با خودش گفت

ایچیگو: احتمالا اون شیطان توی یک کلبه با عمارت مخفی شده که نمیتونم توی این جنگل پیداش کنم

همینجوری که داشتم دنبال شیطان میگشتم صدای گریه و التماس کردن شنیدم

همون پسر مو زرده بود ، یه پسر دیگه با گوشواره و چنتا بچه همراهش بود
پشت درخت قایم شدم  و نگاه کرد

(همونجوری که توی شیطان کش دیدید تانجیرو جعبه نزوکو رو پیش بچه ها گذاشت ولی بچه ها از ترس دویدن توی خونه و جعبه بیرون موند)

بعد از اینکه همه وارد اون خونه شدن...

ایچیگو: اونا این جعبه رو بیرون جا گذاشتن
بهتره تا وقتی میان از پشت درخت مواظب این جعبه باشم...
صبر کن ، من میتونم حظور یه شیطان رو از داخل جعبه حس کنم

ادامه دارد...

خب دیگه جانم یه پارت دیگه
دیدگاه ها (۵)

یک کار فوقلعاده دیگه از تیم meet siaedenایتامون: https://eit...

عجبب....ایتامون: https://eitaa.com/namixshinoboسروشمون: http...

پارت ۶ ایچیگو : آه بلاخره تموم شد ...میدونی راستش خیلی راحت ...

بپرسیدددددددهرچند دوست دارید بپرسید

زارت جدید...چیز.. آرت جدید😑😐اسم:ایچیکامعنی اسم:هزاران گلاسم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط