رمان زیبای عذاب کشیده من

p²⁰

به سرعت درو بستم...یا خودااا... آخه چرا منو دیوونه در نزدم..ایششش
کوک : بیا تو
ات : در را باز کردم و وارد اتاق شدم هنوز پیرهن نداشت خواستم از اتاق بزنم بیرون ک در رو بست ...
کوک : کجا کوچولو؟!
ات : عاممم میرم پایین
کوک : صبر کن با هم بریم...
ات : برای چی؟!...خو خودت بیا
کوک : خوشگل کردی
ات : بودم
کوک : می‌دونم(پ رو میپوشه)... بیا برای تو هم عطر بزنم
ات : مرسی..
کوک : بریم؟!
ات : اوک... رفتیم پایین و صبحونه خوردم اینو کوله‌مون رو جمع کردیم و سوار ماشین کوک شدیم...و راه افتاد...
ویو مدرسه
از ماشین پیاده شدیم و همه بهمون خیره بودن بدون هیچ واکنشی رفتیم و وارد کلاس شدیم...سلام یجی جونممم(بغل)
یجی : سلام عسلممم..خوبی ؟ چخبرا؟
ات : سلامتی شما چ خبرا؟
یجی:...
دیدگاه ها (۹)

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

(دلداده) ویو جونگکوک ساعت ۱ بود پس پاشدم رفتم حموم و لباسام ...

P.1 | ....وقتی یهویی.(ساعت حدود ۹ صبح بود که بالاخره چشمام ر...

𐙚🦋 پارت ۳۷ — «پیست» 🦋𐙚𐙚 ویو ته 🦋وقتی رسیدم خونه، تمام فکرم ...

از نفرت تا عشق درخواستیپارت 2ات: فاکک(ترس) جونگ کوک: پس بالا...

شب تولدم فصل 3پارت 19اسماتاز لباس کوک گرفتمو کشیدمش تو اتاق ...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁵¹ویو: جونگ کوک× وایی خداااکوک این...

پارت ۶= چرا نیام صد درصد میام÷ خبب پاشو بریم = کجا بریم ؟ + ...

فیک تهیونگ

پارت اول :رمان رویای عشق در بازی خبیث ..سلام من جنی کیم هستم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط