{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خدایا سلام ...بعد از ماه ها دوباره میخام برات بنویسم ،اما

خدایا سلام ...بعد از ماه ها دوباره میخام برات بنویسم ،اما نمی دونم چی بگم ؟
حرف های زیادی توی دلم تلنبار شده اما توون نوشتن ندارم ...
خدایا چقدر از تو دور شده بودم در عین اینکه فکر می کردم تو رو پیدا کردم ...چقدر گمراهی ؟!...چقدر ناسپاسی ؟!
اما تو باز هم ثابت کردی که رحمانیت فقط مخصوص خودته و بس...
چقدر بدی کردم و تو باز هم رهام نکردی ! چقدر دستامو گرفتی و من با کارهام دستمو از دستای تو جدا کردم !!
چقدر غفلت ...؟! چه روزهای سختی بود زندگی بی تو ...
خدایا تو با اونکه به من نیاز نداشتی و بی نیازترینی اما صدام میکردی و من بی توجه به تو ! با اینکه بهت نیاز داشتم و نیازمندترین بودم ...
خدایا هی بهم مهلت دادی و من نفهمیدم ...هی بهم فرصت جبران دادی و من پشیمون که نشدم هیچ ...بدتر شدم !
خدایا منو رها نکن.
دیدگاه ها (۱۵)

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part39کیمیا:اره اما من:ببین کیمیا این قضیه ما...

آخرین دعا 12

اوخییییی

رمان تهیونگ

KIM V

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p8رسیدیم مدرسه.با...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 215♡⁠。⁠)صبحانه ...

تولدت مبارک، نامجون. 💜شاید هیچ‌وقت ندونی چند بار حرف‌هات درس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط