#Part5

#Part5
#آدمای_شرطی
🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸

یه بار با اس ام اس هایی که داده بود مخالفت کردم
تهدیدم کرد که نرم پارتیه یکی از دوستام که پسر دختر قاطی بود
بعد از ٥ماه که منو هرجور خواسته بازی داده بود، تصمیم گرفتم جرأت به خرج بدم و حرفش رو گوش ندم... گفتم به درک چرا ازش میترسم!

لباس پوشیدم و ارایش کردم تا میتونستم به خودم رسیدم ولی همینکه در رو باز کردم از وایبر یه ویدیو برام اومد (اون موقع همه وایبر داشتند نه تلگرام)
همون بودخودش بود...
ویدیو رو که باز کردم خشکم زد
این فیلم مال یک ساعت پیش ،همون لحظه ای که از حموم بدون حوله اومده بودم بیرون
باورم نمیشد!
مشخص بود از کجا فیلم برداری شده
به سرعت رفتم تو اتاقم اونجا دقیقاً تو اون نقطه لپ تاپم بود
یعنی از دوربین لپتاپم ازم فیلم گرفته بود؟
همون لحظه برام پیام اومد
" خوشم میاد زرنگی، نترس تا وقتی که دختر خوبی باشی کاریت ندارم... از این مدل فیلم یه کلکسیون دارم پس مواظب باش"

نمیدونم چه موجودی بود ولی از طرق دوربین لپ تاپم راحت ازم فیلم برداری کرده بود
وقتی تو خونه بدون لباس بودم و دائم داشتم میومدم و میرفتم و به خیال اینکه تو خونه ی خودمم کسی منو نمیبینه
ولی اون با هر دوربینی که تو خونه بود ازم فیلم گرفته بود
همه ی وسایلم رو هک کرده بود
گوشیم ، لپ تاپ، حتی تلویزیون که دوربین داشت رو هم هک کرده بود
دیدگاه ها (۱)

دردسرهای عظیم رو یادتونه ، فصل دومش یه دختر بچه شیر خوار رو ...

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.5 (روایت از زبان ا...

حتی انسان‌های اولیه هم نونشون داخل یه کیسه‌ای چیزی می‌کردن م...

سناریو درخواستی

Enemys Embrsce [ part ۳۰ ]

«بابا… این خونه هنوز هم صدای تو رو کم داره»بابا… نمی‌دونم چر...

چند پارتی (درخواستی)

وقتی اومد، گفت: «من با همه فرق دارم. پناهت میشم، تکیه‌گاهت م...

چند پارتی

پارت: 14 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*با تردید، دستم رو دراز کرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط