چند پارتی (درخواستی)
[وقتی دوست نداشت ولی....]
______________________________
────୨ৎ ویو چند دقیقه قبل از اینکه جونگکوک بره در اتاق ا/ت ୨ৎ────
⊹ ࣪ ˖ ──ویو جونگکوک ── ˖ ࣪ ⊹
گوشیم هنوز توی دستم بود و به عکس خیره شده بودم
نمیدونستم باید باورش کنم یا نه
همون لحظه گوشی دوباره لرزید
یه پیام جدید بود
این بار یه فیلم کوتاه فرستاده شده بود
چند لحظه به صفحه نگاه کردم و بعد فیلم رو باز کردم
نونا بود
همون دختری که فکر میکردم بیشتر از هر کسی توی این دنیا دوستش دارم
کنار یه مرد دیگه نشسته بود و دست اون مرد دور کمرش بود
صدای خنده نونا از داخل فیلم میومد
چند ثانیه بعد همون مرد صورت نونا رو بوسید
گوشی رو خاموش کردم
نمیتونستم بیشتر ببینم
چند دقیقه بعد شماره نونا رو گرفتم
جواب داد
-علامت نونا-"*
" *جونگکوک عشقم
"_کجایی
چند لحظه سکوت کرد
" *خونه ام
"_دروغ نگو
صدای نفس کشیدنش از پشت تلفن شنیده میشد
" *چی میگی
فیلم رو دیدم
چند ثانیه سکوت شد
بعد شروع کرد به بهونه آوردن
"*جونگکوک اون چیزی که فکر میکنی نیست
" _دیگه نمیخواستم چیزی بشنوم
"_رابطمون تمومه
" *چی
"_میگم نمیخوامت من ا/ت رو دوست دارم
" *جونگکوک صبر کن
تماس رو قطع کردم
چند لحظه به صفحه خاموش گوشی خیره موندم
عجیب بود
با اینکه کسی که دوستش داشتم بهم خیانت کرده بود
چیزی که بیشتر از همه ذهنم رو درگیر کرده بود
دختری بود که چند قدم اون طرف تر پشت یه در قفل شده بود
ا /ت
همون دختری که همیشه میگفت دوستم داره
همون دختری که با وجود همه سردی هام هنوز کنارم مونده بود
آروم از جام بلند شدم و به سمت اتاقش رفتم
꧁༺ پایان فلش بک ༻꧂
____________________________
────୨ ویو ا/ت ৎ────
__________________________________
ببخشید دیر شد ملکه هام ❤️🎀
______________________________
────୨ৎ ویو چند دقیقه قبل از اینکه جونگکوک بره در اتاق ا/ت ୨ৎ────
⊹ ࣪ ˖ ──ویو جونگکوک ── ˖ ࣪ ⊹
گوشیم هنوز توی دستم بود و به عکس خیره شده بودم
نمیدونستم باید باورش کنم یا نه
همون لحظه گوشی دوباره لرزید
یه پیام جدید بود
این بار یه فیلم کوتاه فرستاده شده بود
چند لحظه به صفحه نگاه کردم و بعد فیلم رو باز کردم
نونا بود
همون دختری که فکر میکردم بیشتر از هر کسی توی این دنیا دوستش دارم
کنار یه مرد دیگه نشسته بود و دست اون مرد دور کمرش بود
صدای خنده نونا از داخل فیلم میومد
چند ثانیه بعد همون مرد صورت نونا رو بوسید
گوشی رو خاموش کردم
نمیتونستم بیشتر ببینم
چند دقیقه بعد شماره نونا رو گرفتم
جواب داد
-علامت نونا-"*
" *جونگکوک عشقم
"_کجایی
چند لحظه سکوت کرد
" *خونه ام
"_دروغ نگو
صدای نفس کشیدنش از پشت تلفن شنیده میشد
" *چی میگی
فیلم رو دیدم
چند ثانیه سکوت شد
بعد شروع کرد به بهونه آوردن
"*جونگکوک اون چیزی که فکر میکنی نیست
" _دیگه نمیخواستم چیزی بشنوم
"_رابطمون تمومه
" *چی
"_میگم نمیخوامت من ا/ت رو دوست دارم
" *جونگکوک صبر کن
تماس رو قطع کردم
چند لحظه به صفحه خاموش گوشی خیره موندم
عجیب بود
با اینکه کسی که دوستش داشتم بهم خیانت کرده بود
چیزی که بیشتر از همه ذهنم رو درگیر کرده بود
دختری بود که چند قدم اون طرف تر پشت یه در قفل شده بود
ا /ت
همون دختری که همیشه میگفت دوستم داره
همون دختری که با وجود همه سردی هام هنوز کنارم مونده بود
آروم از جام بلند شدم و به سمت اتاقش رفتم
꧁༺ پایان فلش بک ༻꧂
____________________________
────୨ ویو ا/ت ৎ────
__________________________________
ببخشید دیر شد ملکه هام ❤️🎀
- ۱.۵k
- ۱۵ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط