#بسم_رب_الزهرا_س_

#بسم_رب_الزهرا_س_
#علی باش فاطمه ات میشوم. . .
.
چای را میگردانم و به تو میرسم ، سر به زیری ، همانطور فنجان چای را برمیداری و زیر لب تشکر میکنی!
.
آرام و باوقار شروع میکنی از خودت و تحصیلاتت میگویی ، از خانواده ی مهربان و بافرهنگت ! از دین و ایمانت ! مال و ثروتی نداری ، یک شغل معمولی و یک مدرک دانشگاهی ، اما مردانه میگویی: . . .
.
. . .نان حلال درمی آوری و تلاش میکنی ، خانواده راضی نیست خب دلشان بهترین ها را برای دخترشان میخواهد. . .
.
اما من دلم میان چشمانِ معصوم و ته ریشت میگردد ، صدای محکم مردانه ات دلم را لرزاند ، به اصرار خانواده ی تو به خلوت میرویم تا ببینیم نظر من چه میشود!
.
بلند میشوم ، پشت سرم به حیاط می آیی ، کنار گلدان های شمعدانی مینشینم ، با فاصله کنارم مینشینی و میگویی: . . .
.
. . .نه بابا پولدارم ! نه حقوقم میتونه یه زندگی آنچنانی بسازه ! اما آدمم ! پیرو مولا علی و عاشق حسین!
.
منم و یه مدرک دانشگاهی ، شغلم به رشته م میخوره،یه ماشینی هم دارم،خونه هم خدا بزرگه اگه بانو افتخار بدن به برکت وجودتون و لطف خدا میخریم!
.
منظورت از بانو من بودم ! اصلا نام علی را آوردی فهمیدم چرا دلم به تو گره خورد ! چیزی نمیگویم و ادامه میدهی : اخلاق و رفتارم رو نمیتونم بگم شاید بگید از خودم تعریف میکنم!
.
خنده ام میگیرد چه اعتماد به نفسی داری آقا ! خودت هم لبخندی به لب داری!
.
باز ادامه میدهی:نمیتونم عروسی چندصد ملیونی بگیرم اما قول میدم در حد توانم کم نذارم!ماه عسل هم هرجا تصمیم گرفته بشه جز خارج از ایران بچه پولدار که نیستم!
.
بچه مذهبی ام اما معتدل!نماز و روزه م همیشه سرجاشه باهاشون آرامش میگیرم!
.
دنیام هیات حسین!
.
وسعم به این میرسه که هرسال بریم پابوس امام هشتم و جنوب!
.
نظر شما چیه؟منتظر باشم فکر کنید وخبر بدید؟
.
بلند میشوم ،چادرم را مرتب میکنم وهمانطور که به سمت جمع میروم میگویم: . . .
.
. . .علی باش فاطمه ات میشوم!
.
نویسنده:لیلی سلطانی
. .
#یازینب #یاحسین #یاعلی #یافاطمه #یازهرا #یامهدی #امام_زمان #امام_علی #امام_حسین #امام_زمان_عج #امام_مهدی #امام_رضا #حضرت_زهرا #حضرت_فاطمه #حضرت_زینب #حجاب#محجبه#دختر#دخترانه#دخترونه#چادر#چادری #girl #قرآن#اسلام#الله#allah##موفقیت#ظهور
دیدگاه ها (۱)

#برادر ناتنی من

رمان اسیر خان پارت سیزدهم ۱۳

در کافهـ ی همیشگیمان نشستهـ ایم ،رویِ آن میز و صندلی هایِ هم...

دیوانه ی آن لحظه ای هستم که در حالتی خاص بگونه ای که توان تک...

پارت ده و یازده

چرا مردت نباشم...وقتی رنگ دلتنگی ات را کمرنگ میکنم!وقتی جلوی...

برای یک بار هم که شده حرف دلم را گوش کنمن یک #بسیجی امبچه مث...

شیطان

پارت۲۰ #جدال عشق پیچیدن دستی دور کمرم باعث شد از خاطرات گذش...

هر سال این موقع مراسم روضه بودم ولی الان بین راهم که برسم به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط