{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میخوام بهت یه چیزی بگم؛ من شبایی رو گذروندم که هیچوقت فکر

میخوام بهت یه چیزی بگم؛ من شبایی رو گذروندم که هیچوقت فکر نمیکردم صبح بشه، آدمایی رو حذف کردم که فکر میکردم اگر یک روز توی زندگیم نباشن، قطعا صبح از دوریشون بیدار نمیشم از دست دادنایی رو تجربه کردم که حس میکردم از شدت غم، قطعا قلبم همون لحظه منفجر میشه...
اما یه روزایی بعدش اومد که دیدم نه، غم، آدمارو نمیکشه، چون خدا معجزه ای رو میفرسته که میفهمی همه چیز میتونه عوض بشه فقط باید صبر داشته باشی...❤️‍🩹🖇
دیدگاه ها (۱)

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.Season:¹.part:¹...

یه زمانی قلبمو گذاشتم کف دست یکیکه فکر میکردم جای امنیه...دو...

این پست قبلا برای یه نفر بودیه نفر که یه زمانی واقعا برام از...

معامله نهاییپارت ۷۰هیچوقت دغدغه ام این نبوده که چیزی رو چجور...

پارت ۲ ویو ا.ت بعد از تماس سومین حس میکردم تمام حسی که به جی...

Custom bride part : 8

#میشه_خورشید_من_بشی؟جونگین/سوآپارت: ۱اصلا فکرشم نمیکردم که ک...

پارت ۲ ویو ا.ت اول اشکام رو پاک کردم و بعدش وارد خونه شدم و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط