مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

P:7

ویو اعضا فلش بک به قبل دعوا



بعد از اینکه ات رفت بقیه‌ی اعضا هم کم‌کم بلند شدن و رفتن سرِ صبحانه که تهیونگ گفت:ات کجاس تو اتاق نبود؟‌ ‌ نامجون گفت:اره ات صبح زود رفت مدرسش‌ ‌ ‌که یهو جین گفت:بچه ها نظرتون چیه بریم دبیرستان ات؟‌ ‌ ‌ هوسوک گفت:چرا؟‌ ‌ ‌ ‌جین دوباره گفت:میتونیم درباره اوضاع تحصیلیش بپرسیم و بریم پیشه خودشم بهش یه سر بزنیم و ببینیم دبیرستانش چه شکلیه!‌ ‌ ‌ نامجونم گفت:من که موافقم شما چی بچه ها؟‌ ‌ ‌ بقیه هم موافقت کردن ‌ ‌‌ ‌ ‌. ‌ ‌. ‌ ‌ ‌ ‌خلاصه که بعد صبحانه رفتم پیش مدیر و خواستم ات رو ببینن که مدیر گفت:ات داره تدریس میکنه چطوره بعدِ تدریسش برین ببینینش!؟‌ ‌ نامجون گفت:مگه ات دانش اموز نیست؟‌. ‌پس چجوری داره تدریس میکنه؟!‌ ‌ مدیر گفت:درسته ات دانش آموزه ‌ ولی امروز چون دبیر زبانشون نیومده بود ات بجاش تدریس میکنه‌ ‌ ‌ یهو کوک گفت:عه فکر کنم یه مترجمه دیگه پیدا کردیم و اعضا خندیدن و یکم با مدیر صحبت کردن تا وقتی که زنگ خورد مدیر گفت:خب زنگ خورد اگه میخوای اتو ببینید اون تو کلاسهA1هست برین پیداش کنید‌ ‌ ‌ اعضا هم تشکر کردن و رفتن تا اینکه دیدن تو راهرو دانش آموزش جمع شدن و فوضولیشون گل کرد که ببینن چی شده که اتو دیدن که داره یه دختررو میزنه‌ ‌ داشتن با حیرت نگاش میکردن که یونگی گفت:وای چه دختره باحالیه باید حتما چند تا فوش بهش یاد بدم‌ ‌ ‌ نامجون هم گفت:الان وقته این کارا نیست برید بگیریدش که سهو تهیونگ و کوک به سمته ات یورش بردن و اتو گرفتن






و تمام


۱:دعوای ات



خب بچه ها چطور بود؟
بلاخره براتون گذاشتم
ببخشید این چند وقت نبودم اخه این هفترو کلا امتحان داشتم شنبه هم امتحان دارم در کل ببخشید از این به بعد زود تر براتون میرازم

شرط ها
لایک و کامنت:۲۱

بایی🇰🇷❣️
دیدگاه ها (۳۵)

#درخواستیپارت۵که خونریزیه سر ات بیشتر شد و همه‌ی آرمیا متوجه...

#عشق_بعد_نفرتپارت 12ات: ممنونمپی دی نیم: یک ساعت دیگه بیا با...

ریدم این اهنگه چقدر به ایچیگو میاد_😭✨چقدر امروز عن بود چقدر ...

تک_پارتی وقتی با دوست پیرامون رفتیم دستشویی مدرسه و اهم اهم ...

تک پارتی نامی»»*به مناسبت تولدشش🎀*همجا سکوته خیلی مرگ باری د...

پارت 19 رمان 🤍عشق مدرسه ای 🤍ات رو برد اتاق. و پرتش کرد رو ت...

وقتی عضو هشتمی اون دوست پسرت بود و تهونگ برادرت

پارت 4 ★رمان ازدواج مخفی با هوانگ ★بچه ها اسم رمان تغییر کرد...

p3نامجون لباس پوشید و کم کم اماده شد و میخواست بره دنبال اهی...

پارت 40 رمان عشق مدرسه ای هیونجین: نمیدونم ات: شوشویی قهر نک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط