{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

؟؟: و این یعنی...

؟؟: و این یعنی...
تو برای همیشه واسه ی منی...


ما توی دنیای خوناشاما اگ یه خوناشام دیگه رو گاز بگیریم برای خوناشامی ک گازش گرفتیم میشیم.
و اون خوناشام میتونه خون ما رو بخوره.. و ماهم در صورت اجازه دادن اون میتونستیم طعم خونشو بچشیم..
من نباید اونقدر احمق میبودم..
ک اونو توی اون تاریکی بیام گازش بگیرم تا از خونش بخورم.
الانم خودمو بیچاره کردم.

همونطور ک چونمو گرفته بود.. اومد کنار گوشمو گفت

؟؟: میدونی ک من میتونم ا خونت بچشم دیه؟

_ب.. بله

؟؟: وقتی بات حرف میزنم ت چشام نگا کن.

_چ.چشم

؟؟: منو میشناسی...؟ باید بشناسی

سرمو اوردم بالا.. و ت چشاش نگاه کردم... صبر کن.. این.. این.....

_کیم تهیونگگگگگ؟

+درسته.

_چرا خودمو ت همچین چاله بزرگی انداختم ک دیگه نتونم ازش بیرون بیام؟

+من نمد.
ولی... من تورو نمیشناسم.

_مطمئنین؟

+ار نمیشناسمت

_عجیبه..

+چرا

_ هیچ... هان ا.ت هستم..

اومد جلومو چونمو گرف و ت چشام زل زد...
اون چشما سیاه چاله بودن؟ چرا انقد عمیقن.؟ کیم تهیونگ یکی ا بزرگ ترین خوناشاما... بین دنیای ماس.. و همینطور رئیس من..و منم رئیس بخش نظامی ام.. چطور همچین بلایی سر خودم اوردم؟
الان.. من.. واسه اونم؟ دوروزه میمیرم ک
دیدگاه ها (۰)

تهیونگ ل//ب//ا//ش//و محکم کوبید روی ل//ب//ا//ی ا. ت و شروع ک...

《برادره ناتنیم》(پارت ۶)ویو ا/ترفتم یک کراپ و دامن تن کردم رف...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒉𝒂𝒕𝒆?_ا/ت خشکش میزنه،فاصله بین ا/ت و جونکوک و نوری ک...

وقتی وسط مهمونی....🏵️جونگکوک: آماده شدی عزیزم؟؟ــ آره اومدم....

مافیای من

𝓛𝓲𝓽𝓽𝓵𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓼𝓸𝓷𝓮𝓻 [𝓹𝓪𝓻𝓽 ³⁰]*تهیونگ ویو*دکمه‌ی طبقه‌ی سوم را فش...

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و....p17ویو ات داشتم با نگاه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط