من و یک پاییز و یک مهر در جاده ای پر پیچ و خم از برگ های‌

من و یک پاییز و یک مهر در جاده ای پر پیچ و خم از برگ های‌ نم پاییزی
کمی مه و کمی بوی آتش
چه لذتی داشت اگر تو هم کنارم بودی
وبا هم قدم زنان در جاده ای که پر شده از برگ درختان پاییزی
وچه سکوت زیبای وقتی روی نیمکت چوبی نم زده مینشستیم
وبه صدای ملودی کنجشگ ها و خش خش برگ ها گوش میدادیم
و محو نگاه به اسمون ابری میشدیم
وارام در دل زمزمه میکردیم دوستت دارم های همیشگی
و صدای تند شدن طپش قلبمان را با صدای گنجشکا هم نوا میکردیم ....
ولی افسوس سرنوشت طور دیگه ای نوشت ....
دیدگاه ها (۱)

#𝙁𝙞𝙫𝙚.𝙮𝙚𝙖𝙧𝙨.𝙤𝙛.𝙨𝙞𝙡𝙚𝙣𝙘𝙚2 𝗽𝗮𝗿𝘁 ³---ویو: آراساعت...۸:۴۷ شبمحوطه...

👑🇮🇷 به نام وطن و زیبایی‌های بی‌پایانش… ❤️🤍💚🍁🌿 مازندران در پا...

***### 🖤 **رمان: ازدواج اجباری با یک مافیا**### **پارت ۱۲: ص...

خط‌های خاکستری روی نیمکتشخصیت‌ها:جونگ‌کوک (۱۷ ساله): دونده‌ی...

گمشده در اعماق جنگلهیونجین/ا.تپارت:۲با قدم های شمرده و آروم ...

چند پارتی بازی ممنوع

dark life = 38

من و یک پاییز و یک مهر در جاده ای پر پیچ و خم از برگ های نم ...

من و یک پاییز و یک مهر در جاده ای پر پیچ و خم از برگ های نم ...

من و یک پاییز و یک مهر در جاده ای پر پیچ و خم از برگ های نم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط