پارت ۳۹

پارت ۳۹
#پانیذ
پ. خب دیگ بریم خونه خسته هستیم
د. اره بریم
#رضا
ر. خب دیانا و ارسلان و عسل با من بیاین
ممد. محراب و مهدیس و پانی هم با من
توراه به عسل اشاره کردم بگ
#عسل
ع. دیان رفتین خونه یک کاری باهات دارم
د. چکار
ع. شخصی بعدا میگم
ر. عه عسل بگو ( خودشو زده به اون راه)
ع‌. عشقم شخصیه
ر. بش
ا. خب رسیدیم
یا دیانا رفتیم اتاق ارسلان
د. جانم
ع. خب ببین نظرت راجب محراب بگو
د. پسر خوبیه پایه شیطون خنده دار باحاله
ع. عاشق کی هستی!
د. هیچکس
ع‌ . بگو
د. خب ارسلان
ع. وادفاک
د. کوفت
ع. درد خوابم میاد من رفتم بای
د. بای
رفتم پیش رضا و ارسلان
صدای دیانارو پخش کردم
ا. وای قلبم وای خدای من
ر. آروم باش
ا. منتظر این لحظه بودم
ع. خب کی درخواست میدی
ا. تولدش کی هس؟
ر. ۷ روز دیگ
ا. خب اون موقع خوبه ؟
ع. عالیه
ر. عالی
دیدگاه ها (۱۱)

☆_هزار یک شب_☆   ♡پارت:5 میا:خو ا/تی من میرم دیگه مثله اینکه...

پنهان عشق

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

true Love①⑧دست تهیونگ رو گرفته بودم ا/ت: من هنوز باورم نشده ...

فرشته مرگ منویو فردا صبح ویو الیناصدای زنگ اومد و از خواب پا...

Pat:7اسم: عاشق چشماش شدما.ت . توی راه گوشیم زنگ خورد. اصلا س...

سناریو در خواستیییی چیفویو

پنهان عشق

مافیای من

اورلورا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط