پارت ⁶

اسم رمان:  همکار_مافیای_من
پارت6

(جونگ کوک_ ا/ت+ راوی&)

+جونگ کوکاا
_هوم؟
+گشنمه
_بریم بیرون غذا بخوریم؟
+به حساب تو؟
_نه به حساب تو
+چرا من؟
_چون تو گشنته
+یعنی تو گشنت نیست؟
_هست ولی بازم به حساب تو
+یاااا... ناسلامتی پول پارو میزنی خسیس بدبخت
_مشکل خودته
+بیشعور
_اصلا مگه خودمون دستو پا نداریم... بیا بریم خودمون غذا درست کنیم
+پوف حوصله داریا
_پاشو ببینم... من بیشتر کار رو میکنم تو فقط یکم به خودتت زحمت بده کمک کن
+خیلی خب باش

&ا/ت و جونگ کوک لباساشونو عوض کردن و رفتن سمت آشپزخونه

ویو ا/ت
+(یه بلوز گشاد با شرتک پوشیدم... موهامو گوجه یی بستمو رفتم پیش جونگ کوک تو آشپزخونه)

ویو جونگ کوک
_(به ا/ت نگاه کردم... خیلی کیوتتت بود... اینگار توی بلوز غرق شده بود)

_این بلوزِ رو چند سایز بزرگتر گرفتی؟(خنده)
+زشته؟
_نه خیلی کیوت شدی(لپشو کشیدم)
+(خنده ی خجالتی)

&جونگ کوک مشغول درست کردن غذا شد ا/ت هم سبزیجات رو خورد میکرد

+(از بس ایستادم خسته شدم... سعی کردم برم رو اُپن بشینم ولی زورم نمیرسید)
_(به ا/ت نگاه کردم دیدم داره زور میزنه بشینه رو اُپن..)
_(خنده) بیا کمکت کنم
_(بغلش کردمو گذاشتمش رو اپن... مثل بیبی کوچولو شده بود)

&همینطوری که مشغول آشپزی بودن حرف هم میزدن

+یه جک تلخ بگم؟
_بگو
+داشتم غصه میخوردم.. مو توش دیدم دیگه نخوردم(خنده)
_(پوکر فیس)
+چیه خب جک تلخ بود دیگه(خنده)
_(خنده)
_حالا من یکی بگم؟
+بگو
_میدونی چرا درختا برای هم جک تعریف نمیکنن؟
+چرا؟
_چون از درختای بانمک چوب شور درست میکنن(خنده)
+هرهرهر(پوکر فیس)
_(خنده) بهتر از مال تو بود ها
+نخیرم(خنده)
_پس یکی دیگه میگم.... همین الان یه حسی بهم دست داد... ولی من باهاش دست ندادم اینقدر ضایه شد(خنده)
+این بد نبود(خنده)

&جونگ کوک و ا/ت درگیر جکای تلخ بودن که...

_این بوی چیه؟
+بوی سوخنتییییی(داد)
_غذااممممم سوختتتت(داد)

&پنج دقیقه بعد

_شت لحظه ی اخر فهمیدیم ها.. یه دقیقه دیرتر گازو خاموش میکردم امشب گشنه میموندیم
+(خنده)
_چرا میخندی؟
+قیافه ت خیلی خوب بود(خنده)
_(خنده)

&پرش زمانی بعد از شام
+خیلی خوشمزه بود... دستمون درد نکنه
_دستمون درد نکنه؟(خنده)
+اره ناسلامتی منم کمک کردم
_تو یه کاهو خورد کردی بقیه شم جک تعریف کردی
+تو هم داشتی غذا رو میسوزندی
_خب حالا که نسوخت
+تازشم... کاهو خورد کردن خیلی کار خستیه(ارواح عمت😂)
_الهی... بهت فشار اومدم بیبی کوچولو؟(خنده)
+میشه خفه شی؟(خنده)
_(خنده)
+پوف تازه ساعت 9 شبه... چکار کنیم؟
_فیلم ببینیم؟
+ترسناک؟
_نمیترسی؟
+نه بابا نمیترسم
_اوک پس بریم فیلم ببینیم

..........
(اینم از پارت 6... لاو یو)
دیدگاه ها (۱)

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

صبح روز بعد، ات با قیافه‌ای کاملاً خواب‌آلود وارد سالن شد.از...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

تکپارتی جونگ کوک

تک‌پارتی | اعترافی که قرار نبود گفته شودویو ا/تامروز قرار بو...

تک پارتی✨ات داشت دنبال شارژرش می‌گشت و هرچی می‌گشت پیداش نمی...

«قراردادسیاه»صبح روز بعد، ا/ت با صدای ضربه‌ای آرام به در اتا...

موضوع: عضو هشتم بیشتر وقتا کابوس میبین و ولی به اعضا نمیگه ...

تکپارتی (ولی توی عکس اشتباه شده)وقتی حامله بودی (درخواستی)ا/...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط